X
تبلیغات
ککایل ســادات بیدک اتحاد4 فامیل
تاريخ : دوشنبه 1390/10/19 | 1:58 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده


قربون او دوره که روغن خش من دله بی

                          کار با کلاس مردم ، چپونی بی گله بی

ماشین بار کشی مو ، خر شله بی

                          پشته ی هیمه که وَ پُشتِ زَنَلِ حامله بی

کی دونس پاستور چنه ، بازی همش کل کله بی


                            خبر مِردَلِ جنگی من جَر ، لُرکه و هیبله بی

دلم تنگ و لحظه هایم دلگیر شده اما دلیلش را به درستی نمیدانم...

گاهی گمان میبرم دلتنگ بوی پونه های وحشی یا

شاید غروب روستا که با وجود آگاهی از دیدار فردایش

اما با اندوه مزرعه را ترک میکند ،شاید دلتنگ شنیدن صدای قورباغه های برکه یا جیر جیرکهای اطرافش،یا اصلا شاید دلتنگ غذای درون یک دیس بزرگ که همه اهل خانه را گرد خود و چشم در چشم مینشاند.یا نگاه گیرا و زیبا اما همیشه نگران مادر یا پنج شنبه شلوغ قبرستان که تمامی اهالی را حتی آنانکه به شهر مهاجرت کرده بودند دور هم جمع میکرد،تراکتوری که در فصل خزان برنجهای درو کرده را از مزرعه به روستاها و خرمنها میبرد و کودکانی که به امید افتادن خوشه ای از آن،به دنبالش میدوند.یا خوشحالی آنها بعد از فروختن برنجهای جمع آوری و رفتن به سمت تنها دکان روستا ،شاید دلتنگ صدای انسانها و دامهایشان شده که به هنگام بارش باران از روستا بلند میشد.صدای خنده های از ته دل شادییه..........


همه اُو روزگارَل یادمون رَ 

                بِرِنجاس و بِریزَ یادمون رَ

خشی نونَل تَویزَ یادِمون رَ

           چوپونی،که نَی ایزَ یادمون رَ

وَرَندیلِ پاییزَ یادمون رَ

          مَلارِ  وَر  کشیده یادمون رَ

خَشی دُوول چِمَتریادمون رَ

           تمام قوم خیشی یادمون رَ

صفای مهربونی یادمون رَ

           وفاداری مِن طایفه یادمون رَ....              

خداونداچه وابی ای همه چی یادمون رَ؟؟؟؟؟




تاريخ : پنجشنبه 1392/11/10 | 12:27 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

ﺷﻮﺭ ﻭﺷﻮﻕ ﺷﻮﯾﻞ ﺗﯽ ﻫﻢ ﻧﺸﯿﻨﯽ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﺑﻨﺪ ﭼﺎﻟﻪ ﺩﺳﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺳﺮ ﯾﻪ ﺳﯿﻨﯽ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﺭﺳﻢ ﺧﻮﺑﻪ ﮐﺎﺳﻪ ﺑﻬﺮﻩ ﺷﯿﺮﻩ ﻭﻫﺮﻩ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﮐﺎﺭﻩ ﺑﺰ ﻭ ﺭﻟﯽ ﻣﻨﺪﺍﻝ ﻭﮐﻬﺮﻝ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﺍﻭ ﻣﺘﯿﻠﻞ ﺗﺎ ﺳﺤﺮ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﭼﻢ ﺧﻤﻮﻧﯽ ﺯﯾﺮ ﺑﻬﻮﻧﻞ ﺷﻮ ﺳﻬﻮﻧﯽ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟
ﯾﺎﺭ ﯾﺎﺭ ﭼﭙﻮﻧﻞ ﺑﯽ ﺣﯿﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﭘﺴﯿﻦ
ﻇﻬﺮ ﮔﺮﻣﺎ ﺩﯼ ﺑﻼﻟﻞ ﺟﻮ ﺑﺮﻭﻧﯽ ﮐﻮﭼﻮ ﺭﻩ؟



تاريخ : جمعه 1392/09/29 | 19:39 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

پاسخ تعدادی از مراجع به استفتائی درباره انتشار پیامک‌های زنجیره‌ای مذهبی

 انتشار پیامک هایی با محور عقاید مذهبی مردم که در انتهای پیام درخواستی را از گیرنده پیام می طلبد، رو به افزایش است.
اگر برای شما هم این گونه پیامک ها ارسال شده و در پاسخگویی به آن دچار شک شده اید، استفتاء از چند مرجع تقلید که توسط خبرگزاری ایسنا انجام شده است را بخوانید.
متن سؤال ها:
 با احترام، بدینوسیله به استحضار می‌رساند اخیرا پیامک‌هایی از سوی برخی افراد با اتکاء به عقاید مذهبی مردم منتشر می‌شود که می‌تواند نحوه انتشار آن محل تامل باشد، لذا از حضرتعالی درخواست می‌شود تا پس از مطالعه متونی که به عنوان مثال و مصداق در ادامه می‌آید، نظرات فقهی خود را درباره آنها بیان کنید.
 * تا پیام دیدی هشت بار بگو (یا ابوالفضل) و برای هشت نفر بفرست، همین الان خبر خوشی می‌شنوی به (ابوالفضل) قسم‌ات می‌دم بفرست فقط امتحان کن خیلی عجیبه.
 * ختم شش میلیون صلوات تقدیم به شیرخوار امام حسین(ع) سهم شما شش صلوات و ارسال به شش عاشق حسینی، لطفا قطع‌کننده زنجیر نباشید.
 * من یک شفا گرفته از حضرت زینب(س) هستم، برای اینکه آن حضرت هم از شما و جامعه‌مون بلاها را دفع کند هزار دفعه اسم اون حضرت رو بگو و صد مرتبه آیةالکرسی را قرائت کن. اگر این کار را نکنی از این به بعد بدی می‌بینی. یک نفر این کار را انجام نداد، بچه‌اش را توی تصادف از دست داد.
سوال ها:
 1- اقدام به نگارش و نشر چنین مطالبی به روش‌های گوناگون (پیامک، ایمیل و ...) در سطح جامعه چه حکمی دارد؟
 2- ابداع خودآگاه اذکار و دعاهایی از سوی افراد که متون آن در میان آیات و روایات دین مبین اسلام موجود نیستند چه حکمی دارد؟
 3- حکم ملزم کردن افراد به ذکر تعداد خاصی از اذکار دینی و غیردینی و ارسال آن برای چند نفر دیگر چیست؟
 4- وظیفه افراد در برابر الزام به ذکر تعداد خاصی از اذکار دینی و غیردینی چیست؟
 5- در صورت اینکه انتشار اینگونه مطالب به واسطه شرکت یا موسسه‌ای انجام گیرد، سود احتمالی که از این بابت نصیب این موسسات می‌شود چه حکمی دارد؟
 جدول پاسخ مراجع:
مراجع
پاسخ
 
آیت‌الله صافی‌گلپایگانی
 بسمه تعالی
 به طور کلی این پیام‌ها باید مدرک صحیح شرعی داشته باشد و در غیراین صورت ارسال آن‌ها برای دیگران جایز نیست و باید از آن‌ها جلوگیری شود.
 والله العالم
 
 
آیت‌الله مکارم شیرازی
 
 بسمه تعالی
 هیچ کدام از این امور اعتباری ندارد و سزاوار است مردم به این کارها دامن نزنند ولی هرگونه دعا و ذکر خدا و توسلات کار خوبی است.
 
 
آیت‌الله نوری همدانی
 
 بسمه تعالی
 سلام علیکم
 مطالبی را که به صورت فوق نوشته‌اید صحت ندارد، ولی ذکر خداوند متعال در هر حال خوب است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آیت‌الله علوی‌گرگانی
 بسمه تعالی
 1- اینگونه پیامک‌ها به دو صورت است.
 الف: گاهی به صورت تشویق به انجام عمل خیر است بدون‌ آنکه جنبه دستوری داشته باشد و یا وعده و وعیدی در کنار آن باشد مثل ختم صلوات به نیت اولیا و ائمه(ع) که در این صورت نگارش و نشر آن مانعی ندارد.
 ب: گاهی به صورت دستوری و بدون سند و مدرک معتبر است و به دنبال آن وعده و یا وعید خاصی بیان شده است که در این صورت نگارش و نشر آن صحیح نیست و اگر موجب ایجاد وحشت و ترس در عموم مردم و یا انتساب به ائمه (ع) و یا بزرگان باشد و یا موجب ترویج مطالب خرافی شود حرام است و نباید انتشار پیدا کند.
2- این عمل شرعا حرام است انتساب آن افترا به پروردگار و اهل بیت‌علیهم‌السلام است.
3- این عمل شرعا صحیح نیست و اگر مستلزم انتساب خلاف واقع به اهل بیت(ع) و یا موجب ترویج خرافات شود حرام است.
4- باید نسبت به آن بی‌توجهی کرده و آن را انتشار ندهند و نسبت به تذکر به افرادی که قصد انتشار آن را دارند کوشا باشند.
5- در صورتی که عمل غیردینی را انتشار دهند و موجب ترویج یک امر غیرحقیقی و غیرشرعی شوند، درآمد آنها از این راه حرام است
آیت‌الله موسوی اردبیلی
 بسمه تعالی
 این گونه نوشته‌ها اعتبار ندارد.
 
 
آیت‌الله شبیری زنجانی
 
 بسمه تعالی
1- در صورتی که مشتمل بر کذب و مفسده باشد، جایز نیست.
2- در صورتی که منتسب به متون دینی شود، جایز نیست. همچنین اگر عرف برداشت انتساب، نماید.
3 و -4 این گونه امور الزامی برای افراد نمی‌آورد.
5- در صورتی که در مقابل کار حرام باشد، اکل مال به باطل است.
 
آیت‌الله سیدعزالدین حسینی زنجانی
 بسمه تعالی
 قبل از انقلاب و اوائل انقلاب نیز این گونه مطالب به صورت کاغذهای دست نویس و احیانا چاپی پخش می‌شد و انتشار بعضی از این پیام‌ها موجب وهن شریعت و دین می‌شود و لذا جایز نیست و هیچ گونه الزام شرعی هم در تکثیر متوجه دریافت کنندگان نیست.
 والله العالم
 



تاريخ : پنجشنبه 1392/09/21 | 11:33 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده


تاريخ : چهارشنبه 1392/09/20 | 16:23 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

دیگ اومم تا یه دالویی یه تک کارایکنه
بین کارش گاه وختی زلفه تیمارایکنه
تاب ایدا زلفل سرخ وسفده هی ایگه
ای تفی دنیا بیایه آدمه خوار ایکنه
****
وش گتم یه کاردنیایه فقط نه سی تنه
ایل عمر هرجا که بویه آخرش بار ایکنه
***
گو تو نونی ای جوون جاهل بالا بلند
حسرت داغ جوونی عمره پیوار ایکنه
ای دو چشم کال میشی من جوونی داشتم
ایسه نیبینم کسینه چشملم تار ایکنه
صدجوون همچو مجنونه کمند زلفلم
پیچ وتاب ایدا واما ایسه بیزار ایکنه
ار غر تمون ترکیمه بدیدی اوزمان
ایسه نی گتی غم دل سی چه بیمار اینه
پیر دنیا حیله سازه دل ودنیا خش مکه
نوجوونه داغدار و پیره غمخوار ایکنه.

موسی عباسی



تاريخ : پنجشنبه 1392/06/21 | 10:38 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده


لرم چون لرم!


در روزگاری که برادر بر برادر رحم نمیکند و همه چیز پول و شهوت و مقام گشته و ریا و تزویر و دروغ مد شده من ازخیلی از این چیزها پرت افتاده ام چون لرم !! در زمانی که مرد رندی تیز بازی نام گرفته من از این کارناتوانم چون لرم !! در ایامی که دروغ سیاست و مصلحت اندیشی شده من انسان مصلحت اندیشی نیستم وبی سیاستم چون لرم !!!
در سال 2011 که گنجشک را رنگ میکنند و به جای قناری میفروشند من کاسب خوبی نیستم چون لرم !! در این زمان که همه جواب تلفن مهمان را نمیدهند و از اقوام و دوست گریزانند و ارتباطات با امواج و الکترونیکی و اسی ! گشته درب خانه من باز است چون من لرم !! در این ایام که پیچیده گی هنر است من سفره دلم را جلوی همه پهن میکنم چون لرم !!! گاهی دوستانم میگویند چرا این همه صداقت و محبت داری در این زمانه پرنیرنگ ؟! آخه من همه را به خودم قیاس میکنم چون لرم !!! آری من لرم و بر تمام این ناتوانی ها خدا را شاکرم و تنها تکیه گاهم اوست !!!!!

=================


بعضی ها خیلی فقیرند...تنها دارایی شان پول است (حسین پناهی)


این اولین فلکه گچسارانه قبل از انقلاب


فلکه شاه که بعده انقلاب تخریب شد و فلکه قدسو جاش زدن


یه عکس از تیهو (تهی) میذارم تا نسلشو منقرض نکردن

دادم از دست فلك
سيم نهلشته حالي
شاهين بخت كجم
سيم نيزنه يه بالي



==========

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان!


=========

غیر ممکن ،غیر ممکن است.

========

اقایون محترم مراقب ساعات ورود به منزل و عواقب آن باشيد !


==========

فقط چایی خورهاش این عکس را درک میکنن

========

سی  چطوری رژه ایرن

========

اینو قبول دارین

==========

خداااايا
به آدمهايت يادآوري کن
که تو خدايي نه آنهااااا ...


============

پاسخ دندان شکن آقایان به سوتین اسفنجی خانوم ها =)))))))


==============

گويند خدا هميشه با ماست . . .

اي غم نکند خدا تو باشي !


===============

پیرمردی 98 ساله و اهل بلغارستان است.

او (Dobri Dobrev) هر روز از روستای محل زندگی اش به صوفیه(پایتخت بلغارستان) برای گدایی میرود و تا به حال درآمدی حدود 40 هزار یورو را از این راه کسب کرده است.

اما به این دلیل این پست را نگذاشته ام!!!


مردم به تازگی متوجه شده اند که اوبیشتر پول های دریافتی اش از گدایی را صرف کمک به بچه های بی سرپرست و موسسه های خیریه کرده است

کمک کردن از هر نوعش قابل ستایش است ولی کمک کردن در عین نیازمندی کار آسانی نیست و از هرکسی بر نمیاد

به افتخارش ...


================

67 واحد مسکونی، مونترال، کانادا. دوس دارم یه روزی سرتنگ هم اینجوری زیبا بشه


===================

تمام گلها به دست انسان چیده شدند!

تنها گل خشخاش بود

که انتقام همه ی گلها را از انسان گرفت....


===========

فوق العادست این کاریکاتور .... خیلی حرف توشه خیلیییییییییی هر کسی معنی این کاریکاتور را بگه بهش جایزه میدم


==============

عکس برتر 2009 با موضوع شادی در فقــــــــــــــــــــر


============

نظرتون چیه؟

=============

نمایی از کمیسیون پزشکی ارتش , و شخصی که برای معافیت پزشکی اقدام کرده!


===========

================

یگر به برج سازی دنیا اعتقاد دارم

سقــــــــف آرزوی یکی

کــــــــف داشته های دیگری است

دنیــــــــا ناجوان مردانه آپارتمانی شده است
دیگر به برج سازی دنیا اعتقاد دارم

سقــــــــف آرزوی یکی

کــــــــف داشته های دیگری است

دنیــــــــا ناجوان مردانه آپارتمانی شده است

============

هر وقت قصد توهین به همدیگرو داریم هم رو حیون خطاب میکنیم
ولی وجدانن این حیونا از ما ادما ادم تر و با وفاترن

==============
===
خلاقیتش تو حلقمه


تاريخ : چهارشنبه 1392/06/13 | 15:51 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری
آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنيم...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
.
زن را به وفايش نه به جمالش
.
دوست را به محبتش نه به کلامش.
.
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
.
مال را به برکتش نه به مقدارش
.
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
.
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
.
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
.
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
.
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
.
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش بسنجیم

نگاره: ‏.: آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی :.
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری 
آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم
هیچ کس کامل نیست 
اینگونه نگاه کنيم...
مرد را به عقلش نه به ثروتش
.
زن را به وفايش نه به جمالش
.
دوست را به محبتش نه به کلامش.
.
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
.
مال را به برکتش نه به مقدارش
.
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
.
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
.
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
.
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
.
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
.
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش بسنجیم‏

******************
*****************
***************
************

بچه شتر : مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است . آیا می تونم ازت بپرسم ؟
شتر مادر : حتما عزیزم . چیزی ناراحتت کرده است ؟
بچه شتر : چرا ما کوهان داریم ؟
شتر مادر : خوب پسرم . ما حیوانات صحرا هستیم . در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم .
بچه شتر : چرا پا های ما دراز و کف پای ما گرد است ؟
.
.
شتر مادر : پسرم . قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است .
بچه شتر : چرا مژه های بلند و ضخیم داریم ؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد .
شتر مادر : پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم هاى ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند .
بچه شتر : فهمیدم . پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم . پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشم هایمان در برابر باد و شن های بیابان است !
بچه شتر : فقط یک سوال دیگر دارم !
شتر مادر : بپرس عزیزم .
بچه شتر : پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم ؟
مهارت ها ، علوم ، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید .
پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید ؟

**********

********

*****



تاريخ : چهارشنبه 1392/06/13 | 15:47 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
دردمه وکی بگوم درد آشنا نی
سی دل پر درد مو ایگی دوا نی

دردمه وکوه بگوم طاقت نیاره
ار و آسمون بگوم ترسوم بواره

آخ سی نون تری



تاريخ : یکشنبه 1392/05/27 | 1:8 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

کاشکی همدل و یکرنگ چون کوه بیدک بودیم
مطمئن باش که اینگونه اگر میبودیم تک بودیم

کاشکی حقد و حسد را زمیان میبردیم
پیله ی رنگ و ریا میکندیم شاپرک میبودیم

حس همدردی و عشق چه کم و کسری داشت
کاش با باد غزلخوان و وزان قاصدک میبودیم

ما که سلطانی پر مهر و عطوفت داریم
جد پاک و اطهری از نسل جعفر(ع) داریم
پس چرا کینه چرا قهر مگر کم داریم

ما که در آبادی رود و کوه و گل و بلبل
سرحد و میوه ی عشق همه با هم داریم
پس چرا کینه چرا قهر مگر کم داریم



تاريخ : پنجشنبه 1392/04/27 | 2:26 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
درمکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود.

درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند.

در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد، خود خدا بود.
... ...
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم.
درهمان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ای است که خدایی در آن نیست.

*****************************
ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﺴﺠﺪ ﺷﺪ! ﮔﻔﺖ :
ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ، ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ؟!
ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ
ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺣﮑﻤﻔﺮﻣﺎ ﺷﺪ ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ
ﺭﯾﺶ ﺳﻔﯿﺪ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﯼ
ﻣﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﻢ. ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﯿﺎ! ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﻩ
ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻣﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺩﻭﺭ
ﺷﺪﻧﺪ ، ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺑﻪ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ
... ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﯿﻦ ﻓﻘﺮﺍ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ
ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﺩ ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ
ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ
ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭ. ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮﯼ ﺧﻮﻥ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﻪ
ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺁﯾﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺖ ؟! ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺣﺎﺿﺮ
ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﮐﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ
ﺑﻘﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ
ﻣﺴﺠﺪ ﺩﻭﺧﺘﻨﺪ! ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ! ﺑﻪ ﻋﯿﺴﯽ ﻣﺴﯿﺢ
ﻗﺴﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﮐﺴﯽ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ.

**************************
جون عزیزت 1 دقیقه وقت بزار بخون
.
.
.
.
.
.

یه موضوعی چند وقتیه ذهنم رو مشغول کرده؛

... تو ژاپن قورباغه و هشت پا و بعضی دیگه از آبزی ها رو زنده زنده تو رستورانها پوست میکنن میخورن، روز ملی آلت تناسلی مردان دارن و جشن میگیرن!!!!!!
تو چین سگ و گربه و به قول خودشون هر موجود زنده ای رو میخورن.
ماهی رو زنده زنده میندازن تو روغن سرخ میکنن و لذت میبرن.
2000 نفر جمع میشن تو یک سالن در عین بی حیایی2 به 2 سکس میکنن باهم.
تو جنوب شرق آسیا تو بعضی رستوران ها میمون رو زنده زنده میخورن و کلی لذت میبرن.
تو هند گاو رو نمیخورن چون میگن مقدسه بلکه پهن گاو رو میخورن.
کره ای ها میان ایران فوتبال ببین بازی که تموم میشه جلو دوربین آشغال ها رو جمع میکنن بگن ما خیلی با فرهنگیم و ما هم میایم(از جمله خود من) هی تو فیسبوک شیر میکنیم اما تو کشور خودشون وقتی میبازن و نمیتونن فیلم بازی کنن بطری و آشغال سمت تیم میهمان پرت میکنن و کسی اینا رو تو فیسبوک شیر نمیکنه.
تو برزیل سر داور رو وسط زمین میبرن.
تو آمریکا یارو اسلحه بر میداره 20 تا دانش آموز رو میکشه.
تو اروپا 2 تا مرد خیلی رسمی باهم ازدواج میکنن.
تو عربستان زنها حتی حق رانندگی هم ندارن!

و 1000 بی فرهنگی و کار عجیب غریبه دیگه..

اونوقت تو کل دنیا میان میگن ایرانیها بی فرهنگن، خودمون هم تیریپ روشن فکری بر میداریم میگیم ما بی فرهنگیم.

خداییش اگه تو ایران داور رو میکشتن هم مارو از جام جهانی محروم میکردن هم فوتبالمون تعلیق میشد!!
اگه ماهی رو زنده زنده تو روغن سرخ میکردیم تحریم ها رو بیشتر میکردن!!!!

ما خیلی با فرهنگیم بخدا، خیلی خونگرم و دوست داشتنی هستیم، مشکل ما اینه که شخصیت بین المللی کشورمون خیلی ضعیفه، مشکل ما اینه که نژادمون آریاییه، مشکل ما اینه که فرهنگ 2500 ساله داریم، آره دوستان، اونا نمیخوان و نمیذارن ما تو دنیا همونجوری که هستیم معرفی بشیم.

ما باید بابت ایرانی بودن خودمون روزی 1000 بار خدا رو شکر کنیم.

عشق است ایران و ایرانی


تاريخ : چهارشنبه 1392/04/26 | 14:28 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
mwacdprf7ekrl5elkxb.jpg


قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. 
کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. 

قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت. 
سگ هم کیسه را گرفت و رفت. 

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. 
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد. 
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. 
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.
قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد. 
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد. اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش. 

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت. 
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد. 
قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.

پائولو کوئلیو

نتیجه اخلاقی: اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. و دوم اینکه چیزی که شما آنرا بی ارزش می دانید، بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است. سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است. پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهم تر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم


تاريخ : شنبه 1392/04/22 | 2:4 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
گردمس چیست:گرده مس همان مشت است اما از بغل شلیک می شود .



تاريخ : سه شنبه 1391/11/24 | 23:44 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
آری از پشت کوه آمده ام، چه می دانستم اینور کوه؛

باید برای ثروت حرام خورد!

برای عشق خیانت کرد!

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد!

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند!

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم،می گویند؛

از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم

و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد

تا اینکه اینور کوه باشم و"گرگ"



تاريخ : دوشنبه 1391/08/29 | 8:44 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده


kimiaمو کُرُم ،کُر کَمَرُم . برنو وَکولُم دی بیو وَرگَردیم

مو بَچَی نذر ونیاز وشال سُوزُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی گالَ و لیکَ ،کِل و بُنگُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی دار بَلی بُن کَلَخُنگُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی کِهلَ وکَوگ،پوسپُر وَدَسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی چَویل ولیزَک، بَچَی کِهلَل بلندُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی مَه وستارهَ بَچَی بُنگ غُروسُم نیتَرُم دَ ویچُو وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو زیلوم خاکِ خُیا بی ،بَهلِشتُم سنگ بَردهَر، نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو جَیُم سلطان محمود شاه ،یادگار وطَنُم سنگ مَزارُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی لیرویَل و  هِزیم میونَه ،برموگَه یا کَلِ تیتُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی اوسَه و داسُم ،روزیمهَ وَ خُیا خاسُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم

 تاکَ تاکَ تیشَه وجِرَجِر هیمَه دی بلال ای دِلَم

دی بلال ای دِلُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم .دی بیو وَرگَردیم

 

شعر از سید محمود کریمی زاده

نظر از سادات بیدک که اگر خودشون را معرفی کنند خیلی بهتره

باسلام و تشکر از سایت جالب و خوبتان
شعر سید محود خیلی خوب حرف دل ما را زد با تشکر از ایشان و آفرین بر طبع زیبایشان
اما بازگشت تنها بازگشت فاصله ها نیست باید رجعتی از نوع دل داشت نه گل
متشکرم


منو .باو. ما
گر اهل خیالی وتنهایی گر کودکیت را یادی وبا حالی
بسم الله
شبی به خیالم در این غربت دور سفر کرده بودم به هوای کودکیم
به دور ترین دور تو می آیم اما کودکیم را هرگز . می گزارم ونمی ایم
شبی که به اشتباه قهرم گرفته بود به خورشیدوماه
بهانه بود نازم گرفته بود به با وما
آنچه آبشار دیده ام را به اطراف خمیده بود قوس وقزه نبود
پوست زبر وخشن بلوط کهنسال نبود
سنگ زبر وخشن زیر گونه ها یم نبود
پس چه بود بگویم
بگو
دستان گرم وبا صلابت پینه بسته بایی بیش نبود
دوباره بگویم
آنچه بین دوابرویم را نشانه رفته بود وتا عمق جانم نفوذ کرده بود
گرز گران اسفندیار نبود
تیر فرو رفته در قلب سهراب نبود
پس چه بود باز بگویم
لبهای ترک خورده مایی بیش نبود
کاش دوباره شبی قهرم بگیردو بهانه ای برای ناز کردنم باشد
اما صد افسوس که عمرم از 4به40رسیدو سایه سری نیست که وقت ناز کردنم باشد
(خدا یکی دین یکی پدر یکی ومادر یکی پس ممنون خدا ودست بوس با وما)




تاريخ : شنبه 1391/08/20 | 11:17 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

باسمه تعالی

عقل سالم در بدن سالم

مدیریت وب ککایل صعود شایسته تیم ستارگان سادات بیدک به لیگ  استان را به همه ککایل بیدک تبریک عرض مینماید.همانگونه که مستحضرید این تیم حامی ندارد و نیاز مبرم به همراهــی ، همدلی و حمایت شما  دارد . از ککایل عزیز انتظار داریم همانگونه که این جوانان شایسته در زمین چمن فوتبال مردانه و محکم برای ابروی بیدک مقابل تیمها ایستادند در ایــن راستا از هیچ کوششی دریغ ننمایند و در حد توان و وسع مالی به این تیم که آبروی بیدک است کمک نمایند.ما در بیدک جوانان علاقمند و افراد مستعد زیادی داریم که باید این استعدادهــــا را پیدا کنیم و بپرورانیم.صعود این تیم بهترین فرصت برای معرفی بیشتر بیـــــدک به استـان و شاید کشوراست از تمامی کسانیکه به این تیم کمک کردن و تک تک بازیکنان،مربیان و زحمتکشان این تیم کمال تشکر و قدردانی را داریم.

ضمناُ اسامی افرادی که به تیم خودشان (ستارگان سادات بیدک)کمک میکنند

در وب نمایش داده میشود.

شماره حساب موسسه فرهنگی ورزشی ستارگان سادات بیدک

بانک کشاورزی 631303713

عکس های خفن

عکس های خفن




تاريخ : چهارشنبه 1391/08/10 | 0:35 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
السلام ای جد اطهر زاده ی موسی ابن جعفر السلام
السلام سلطان من محود شاه خفته در سرتنگ بیدک السلام
آسمان رنگ دلت را تا ابد مهمانی است
دید ه گانم با زیارت تا ابد نورانی است
صحن عشقت بر دل و روح همه ماوا بود
هم دعای خیرتان آرامشی بر اینهمه غمها بود
جد پاکم ما دگر در این زمانه غافل و تنها شدیم
در میان موجها ی دنیوی ما هم غریق بحر این دریا شدیم
ما همه فرزند تو از نور تو هستیم ای جانم فدای آن قنوت و خواهشت
دست بگشا از سر رحم و مروت کن دعا یی از برای آل بی آلایشت
گر چه از ره دور افتادیم و از منزل گرفتیم فاصله
لیک چشم ما هنوزم گریه دارد از برای فاطمه
نیک میدانم که مهر ما بود در قلب تو ای مهربان
همچو فرزندی همه محتاج ذکر خیرتو هستیم ای شیرین زبان
لطف کن سلطان محمود وجودم شاه بیدک

یک تبسم در قنوت وسجده ات باشد غنیمت

آسمون دلم گرهته اوری و بارونیه
رود سرتنگ بگم بازم کمه کارونیه
و مزک تا برد خهسه واخرون دلم گرهته
چشمه ی هضیم جونم حرفل خشه نگهته
تو نیای بریم و سرحد تیتره و نار بچینیم
زر دار اشنک و سایه ی رزی تنها بشینیم
یاد کنیم و مردل خوبو زلال بی دلشون
سی دیدن قوم و خویشل بیقرار بی دلشون
متیلله محرم ننه یه دنیا باش عاطفه بی
کپر مرحم بوا یه دنیا باش خاطره بی
یه جهان بی پره گردون ننه ایچرخس
یه محل بی رادیون مرحم بوا ایگردهس
من دمالون توپه بازی بچیل یادش وخیر
هوهو سگ محل بی کهریل یادش وخیر

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

عکس بالا از حسین مظاهری


Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

تاريخ : پنجشنبه 1391/08/04 | 9:59 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
باران بگو ، غرور مرا چند میخری ؟
لبخندهای دور مرا چند میخری ؟

با این همه غبار که روی دلم نشست
آشفته حال ، شور مرا چند میخری ؟

دلگیر و خسته و نگران و کلافه ام
از این همه "سرور مرا چند میخری؟"

سیگار میکشم و فقط دود میخورم
سیگار با شعور مرا چند میخری؟

قلبم گرفت ، سوخت و خاکستری شدم
خاکستر صبور مرا چند میخری ؟

خاکستر صبور منو دستهای تو
احساسهای کور مرا چند میخری ؟

لبخندهای دور مرا چشم کرده ای

حالا بگو غرور مرا چند میخری ؟


قاچ های سیب زندگی گاهی چقدر بد تقسیم می شوند….

تو می آموزی که بابا نان داد،
من آموختم که چندی پیش بابا جان داد،
تو می آموزی که آن مرد در باران آمد،
من همان کودکی هستم که زیر باران ،
پشت چراغِ قرمز ها مرد شد،

تو( آ )را با کلاهی می آموزی که
زندگی سالهاست بر سرم گذاشت



تاريخ : چهارشنبه 1391/06/29 | 0:40 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

(در جواب سوال حاج سید محمد تقی علیزاده)که پرسیدند 2*2چند میشه؟

طریقه حساب کردن

 - میعاد ــــــــــــــــــــــــــــ,پری م, ,محمد میرزایی,علی نشاط,حسام هرمس,میکو    م, ,مش مطلب ,روحـــی الــــــف,مــحــمـد مـیـلـانـی,عتیقه زیرخاکی,آریا مهرگان معاون كلوب سنتر,



۶۵=۶۴!!!!!!!

65 = 64شايد باور کردنش سخت باشه  ولي طبق استدلالي که در اين تصوير متحرک بيان شده

تعجب نکنید ۶۴ با ۶۵ برابر است

 شصت و چهار مساويست با شصت و پنج !!!


<۱=۲!!!>

مسلما ۱ مساوی با ۱ است اما عکس زیر کاملا منطقی نشان دهنده آن است که یک مساوی با ۲ است. آیا کسی میتواند بگوید که چه ترفندی در اینجا به کار رفته و یا شاید هم ترفندی در کار نبوده و ۱ مساوی با ۲ است!!!

تست هوش | منو پیدا کن

به تصویر زیر با دقت نگاه کنید و بگوئید چند چهره در این تصویر مشاهده می کنید؟ لطفا خوب دقت کنید!


هوش شما تعداد چهره ها

کودن 0 - 5

کم هوش 6 - 7

طبیعی 8 - 9

باهوش 10 - 11

نابغه 12 -13

معمای عبور از رودخانه!

معمای عبور از رودخانه!

شما باید بکمک یک قایق چند نفر را طبق قوانین خاصی از یک رودخانه عبور دهید. قوانین بازی خیلی جالب است. اگر موفق نشدید باز هم تلاش کنید و فکر نکنید که غیر ممکن است زیرا یک راه حل کلی برای آن وجود دارد

قوانین:



افراد شامل پدر ، مادر ، دو پسر ، دو دختر ، پلیس و زندانی باید از رودخانه رد شوند.حداکثر دو نفر میتوانند سوار شناور چوبی شوند

پدر نمیتواند در غیاب مادر با هیچکدام از دخترها باشد.مادر هم نمیتواند در غیاب پدر با هیچکدام از پسرها باشد.زندانی نمی تواند در غیاب پلیس با هیچکدام از افراد خانواده باشد.تنها پلیس ، پدر و مادر میتوانند شناور را برانند.برای سوار یا پیاده شدن روی نفر و برای راندن شناور روی گوی قرمز کلیک کنید.




تاريخ : چهارشنبه 1391/06/29 | 0:36 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشيعه ص 8 )


منتظران مهدی فاطمه بهوش حسین فاطمه را منتظرانش کشتند

حق را به باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید در حالیکه حقیقت را میدانید42البقره

امام علی علیه السلام فرمود:
«پوشیدگی زن برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد».
غررالحکم

چند پیام از امام علی ع: هرگاه بلایی فرا رسد. مال خود را فدای جانتان سازید . وهرگاه مساله ای دینتان را تهدید کرد جان خود را فدای دینتان نمایید واین را بدانید که آن کس هلاک شده که دینش از دست برود ....تحف العقول- ص 371

زیاده روی در شرزنش. اتش لجاجت را شعله ور می سازد ....تحف العقول- ص137

جهاد زن خوب شوهرداری کردن است ....تحف العقول- ص179

امر به معروف ونهی از منکر را فرو مگذارید که بدترین کسانتان بر شما حاکم وسرپرست شوند .از آن پس هرچه دعا کنید به اجابت نرسد(دعایتان علیه آنان مستجاب نگردد)

فرستنده:سید محمود کریمی زاده



تاريخ : یکشنبه 1391/04/11 | 3:8 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
دنجی اطاق کوچک تنهایی
نور کمرنگ صبح
می پوشاند چشمان پیرزن خسته را
وز اعماق دیدن در نهایت زیبایی



تاريخ : پنجشنبه 1390/12/04 | 1:48 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

نیامرزت ….

بیـابونم که تش باد وم نَـکه رحـمپ

نیامُــرزت که ایـطور ایـخرم غم

یه روزی زین غـم کردی و پُــشتم

یه رو پُـشتم شکـهسه زین ماتم

دلی آشُـفتـه دام وُ پـیـتتنـــامه

مـو دَ ذلـیـلُـم و بیـچاره وُ لَـهم

کسی کِل نیزه وَی صحری سَرانـجوم

لَـلایی مُرد و دی هم نیـگُه رودَم

ملیزُم بهسه سـَـرچشمه ی کنارل

کُـنار خهسه پیر ایبوهِـه کـم کم

و نَـوتی سوز و پیلی سـه فُـرهتیم

چقد بـی مُـروت اولاد آیـــــم

بیو تَـش بُـر کُـنیمون وُ بُسوزیـم

و بَـی کبریتـل و بـاروت بـی نم

بنیـت مزارم جـــی ایلـــه بارل

اگر دو تا تـیَـم اومه وَ ری هـــم

شعر از؛ مصطفی مبارکی


==============

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخم های من خوب می شود
نه زخم های تو... !!!



تاريخ : سه شنبه 1390/12/02 | 23:41 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده


به ما می گفتند نباید پپسی بخورید,گناه دارد.وقتی به تهران آمدم,اولین کاری که کردم,از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم.درش تالاپ صدا کرد و باز شد.بعد خوردم دیدم که خیلی شیرین است.آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است.




تاريخ : دوشنبه 1390/10/19 | 1:55 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
   

 

 

  به وبلاگ ککايل سادات بيدک **۴ فاميل **خوش آمديد

 

 

نمي دونم از کجا بايد شروع کرد و به کجا ختم.
بارها و بارها نوشتم و اما چه نوشتني که خود ندانستم که کيستم پس نوشتنم نا نوشتن بود

 و خواندن شما ندانستن. آنچه من مي نوشتم به دل نمي آمد و آنچه شما مي خوانديد

 به دلتان نمي نشست پس مايوس از ادامه کار باز ماندم. با خود گفتم هر آنچه از دل رود

لاجرم بر دل نشيند و شروعي نو را آغازيدم با قلمي نو.


اينکه کي هستم و چي هستم و چرا؟ بماند. مهم نيست. مهم آن است

 که من مي دانم و شما نه و آنکه شما مي دانيد و من نه.

 پس با هم باشيم و ياور هم باشيم و خود را بسازيم تا آينده ساخته شود.

من را از نظرات خوب خود آگاه کنيد.

ککايل عزيز  

اين وب که قبلا هم مختص ۴فاميل بود  به وبلاگ ککايل سادات بيدک اتحاد ۴فاميل تغيير نام يافته .

 لطفا قبل از اينکه وب را ببينيد اين چند مورد را مد نظر داشته باشيد.

۱- اين وب متعلق به چهار فاميل بيدک بوده و نه بنده حقير

يا فاميل خاص و   خداي ناکرده قرار نيست بر طبل برتري جويي

قومي کوفته شود که عمر اين کوته نظريها سالهاست به سر آمده

اگر ميبينيد بيشتر از يک فاميل نوشته شده بخاطر اين است

 که خودشان اين مطالب را ارسال کردند و بنده بنام آنها منعکس کردم

تا حالا هر کسي مطلب داده بدون کوچکترين تغيير در وب منعکس شده

لذا از همه ککايل(۴فاميل ) خواهش ميکنم با وب خودتون همکاري کنيد.

 

۲-وب ککايل جاي تصفيه حساب و بحث شخصي نيست

 اگر با فرد يا افراد خاصي مشکل داريد اين سايت بدرد کار شما نميخورد .

نظراتي که شما ارسال ميکنيد را فقط خودم ميبينم و پاک ميکنم

از پيشنهادات و انتقادات سازنده استقبال ميکنم و کوچکترين اهميتي

به کم لطفي هاي بعضي دوستان نميدم .اگر حرفي بدي در تابلو زده ميشود

مخاطبش ۴فاميل بیدک هست فکر نکنم توهين به سادات هنر خوبي باشه

اين وب را فعلا بنده دارم مينويسم به همين خاطر با هيچکس مشکلي ندارم

 فکر نکنم کسي باهام مشکلي داشته باشه ضمن اينکه فکراي قديمي ديگه منسوخ شده

 الان تو دوره فن آوري و گفتگو قرار داريم  و مهمتر اينکه با تمام چهار فاميل هم نسبت

و ارتباط خوني دارم.

با تشکر :سيـــد ايمـــان عليـــــــــــزاده

***************************

 سلام بر خاک پاک بیدکیها صد سلام
بر آن امامزاده جلیل القدرش سلطان محمود شاه (ع) صد هاسلام
بر هزیم و میانه آن درختهای پر انارش صد سلام
بر میانه آن گردوهای باغ پیرویش صد هاسلام
بر هزیم آن گلهای نرجس بهاریش صد سلام
بر میانه آن ورد بن چالی دارخانش چشمه زلالش صدها سلام
****
موغریب و غربتم در شهر مردم
ای وطن هر جا برم ویادتم تا وقت مرگم
ای ککایل بیدک مو کوچکتون یه نصیحت وتو ایکنم بکنیت من گوشتون
یه روزی دل نکنیت و خاکتون فراموش نکنیت جد بزرگوارتون
هر جا که باشید جدتون پشت پناهتون
خدا یار و نگهدار خودتون و نوه و نتیجه هاتون

با تشکر از آقای سید یوسف موسوی



تاريخ : یکشنبه 1390/10/18 | 13:49 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
اونهایی که این ادعا را میکنن آیا میتونن آریایی بودن خودشون را ثابت کنند؟
اونهایی که از نژاد آریایی دم می زنند و گاه آن را به عنوان نژاد برتر معرفی می کنند فرض کنیم ملاک حق و باطل نژاد باشد و نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست یا اینکه بپذیریم ایران تنها جایگاه نژاد آریایی باید باشد اما آیا امروز می توان دست روی کسی گذاشت و او را آریایی خواند؟ آیا زرتشتیها را می توان آریایی خالص دانست؟ آنها که این همه آریایی آریایی می کنند و برای نژاد آریایی سینه چاک می دهند آیا می توانند ادعا کنند که خودشان آریایی هستند؟

عربها پس از شکست ساسانیان سالیان دراز در ایران حکومت کردند و مسلما در پناه چنین حکومتی، بسیاری از عربها به ایران مهاجرت کردند. این همه امامزاده و سادات را سراغ داریم که به مرور وارد ایران شدند. با توجه به اینکه سادات جمعیت کمی را تشکیل می دادند، می توان حدس زد که چند برابر آنها، عربهای دیگر نیز مهاجرت کرده اند. مثل عربهای اشعری که در عصر امامان(ع) در قم می زیسته اند.از کجا معلوم شما از اون عربها نباشین


نمونه هایی از غیر آریاییها در ایران

1-بومیهای قبل از آریاییها آیا پیش از آریاییها هیچکس در ایران زندگی نمی کرد؟

مسلما انسانهایی متمدن پیش از آریاییها در ایران می زیسته اند و ما دلیلی نداریم که با آمدن آریاییها همه ی بومیها مردند یا همگی از ایران کوچ کردند یا آنها را اخته کرده باشند.

2-یونانیها اسکندر مقدونی 330 سال پیش از میلاد از یونان به ایران آمد و حکومت هخامنشی را سرنگون کرد و سلوکیان نزدیک هشتاد سال در ایران حکومت کردند. مسلما با آنها یونانیهای فراوان به ایران آمدند و حتی شهرهایی در ایران بنا شد و یونانیها در آنها جا گرفتند. آیا هیچکس از نسل آنها باقی نمانده؟

3-برده ها در گذشته افراد فراوان در سرزمینهای گوناگون به بردگی گرفته می شدند. یکی از اقدامات برای اینکه برده ها به محل زندگی خود فرار نکنند این بود که آنها را به جاهای دوردست می بردند. اساسا چون برده مثل کالاهای دیگر خرید و فروش می شد، جابجایی در آنها زیاد صورت می گرفت. چه بسیار انسانها که از نسل همین برده هایی هستند که به سرزمینهای دیگر از جمله ایران رفته اند.

4-مغولها.سالیان دراز مغولها در ایران حکومت کردند. آیا مغولان دیگر با امرایشان به ایران نیامدند؟ آیا نسلی از آنها نمانده؟


5- لبنانیها.با روی کار آمدن صفویه، زمینه ی نشر تشیع در ایران فراهم شد و بسیاری از شیعیان لبنان فرصت را مغتنم شمرده برای تبلیغ این مذهب به ایران مهاجرت کردند.
شیخ بهایی و شیخ حر عاملی نمونه هایی از همین مهاجرانند.

6- دیگر مهاجرتها. هشتاد سال است که شناسنامه صادر شده و دولت، ایرانیان و غیر ایرانیان را از هم تفکیک می کند اما در گذشته که نه شناسنامه ای بود و نه میله های مرزی وجود داشت و نه نیروهای ژاندارمری در مرزها رفت و آمدها را کنترل می کردند و نه مردم وابسته به دولت بودند، تبادل جمعیت بآسانی و فراوان صورت می گرفت. همان گونه که رد پای ایرانیان مهاجر به کشورهای فراوان در سراسر دنیا را می بینیم، مسلما مهاجرتهای کوچک و بزرگ به ایران نیز صورت گرفته هرچند اکثر آنها در تاریخ ثبت و ضبط نشده است.


نتیجه

با توجه به آنچه گذشت، امروزه به هیچ وجه نمی توان کسی را به طور قطع آریایی دانست. اما برخی با سینه ای ستبر چنان از نژاد آریایی دفاع می کنند و غیر آریایی را می کوبند که گویی ثابت شده خودشان آریایی هستند! با این وصف ندانستیم چگونه بعضی خود را به نادانی زده جمعیت ایران را به دو گروه سادات و آریایی تقسیم می کنند؟!

تاره اگه بنا باشه سادات به خاطر اینکه اجدادشان از جای دیگر به ایران آمدند باید از ایران بیرون برن، آریاییها هم از جای دیگر به ایران آمدند و مدعیان آریایی باید اخراج بشن.

در پاسخ به آقای x که سوال پرسیدی که:

سلام
ببخشيد من يه سوال داشتم .ما سادات بيدك لر هستيم يا عرب؟
منتظر جوابتان هستم.
با تشكر

جواب این سوال را بدلایل زیاد نمیتونم تو وب بدم اما اگر برات مهمه که بدونی

حضوری جواب میدم مطمئن باش جوابتو میگیری اگر حضوری نمیتونی ایمیل بزن

قبلش برام بنویس که خودت چی فکر میکنی؟؟؟؟

pazanan2@gmail.com

ragsefid2@gmail.com




تاريخ : یکشنبه 1390/10/18 | 1:4 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
خدا صبگهیل ایما شو سهونِِِ

خدا برج بلند ایما بهونه

نفسل صبح من زمسون منج

حسینو جاش پس بخاری دنج

شلی زرد ننه صغرا چه خش بی

کل و گاله ی ککایل دور تش بی

هوا تیفونی و زمسون سرده

امیرو پا پتی نونی نخرده

بچی همسایمون جومی نداره

که بارون من سرش فیشکی وراره


===============

« گردان پشت میدون مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند


معبرباز کنند. او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم که رفت، برگشت.


یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتین هایش را به یکی


از بچه هاداد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!...

پابرهنه رفت! ... ...


راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»


سلامتی اون کارگری که خبر اختلاس 3000 میلیارد تومانی و میشنوه و باز اول صبح بچشو میبوسه و برای ماهی 200 هزار تومان پول حلال میره سر کار و عرق میریزه. به سلامتی همه کارگران زحمت کش



تاريخ : سه شنبه 1390/09/15 | 0:35 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٲتَۢا‌ۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ 169

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند



سید ابو الفضل میر قاسمی
نام پدر : سید عبد الرسول
محل تولد : اهواز
محل سكونت : گچساران
تحصيلات : وارد نشده
يگان خدمتي : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئوليت : رزمنده بسیجی
استان : کهگیلویه و بویر احمد
شهرستان : گچساران
تولد : 1347/1/1
شهادت : 1363/12/22
محل شهادت : هور العین (جاوید الاثر)
محل مزار مطهر شهید : استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان گچساران


تبادل لینک رایگان


سیدکرامت الله محمدی
نام پدر : پوری
محل تولد : بیدک
محل سكونت : بیدک
تحصيلات : وارد نشده
يگان خدمتي : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئوليت : رزمنده بسیجی
استان : کهگیلویه و بویر احمد
شهرستان : گچساران
تولد : 1345/1/1
شهادت : 1364/4/20
محل شهادت : دهلران
محل مزار مطهر شهید : استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان


تبادل لینک رایگان


سید غفار اسدی
نام پدر : سید نادر
محل تولد : روستای دره چاه بیدک
محل سكونت : روستای دره چاه بیدک
تحصيلات : وارد نشده
يگان خدمتي : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
مسئوليت : معاون گردان
استان : کهگیلویه و بویر احمد
شهرستان : گچساران
تولد : 1348/1/1
شهادت : 1365/5/8
محل شهادت : کردستان
محل مزار مطهر شهید : استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان

تبادل لینک رایگان


تبادل لینک رایگان


'

شهید سید جلال محسنی زاده

شهید محسنی در کنار مرحوم علی جان صادقیان یاد همه آنها گرامی

هچنین یاد چهار دانش آموز که در تاریخ 1366/02/06  ماه مبارک رمضان

هنگام باز گشت از مدرسه در بین راه روستای تلخاب و سرتنگ بیدک 

در دره پایین روستا در حالی که آب رودخانه کم بود و میخواستند از

آن عبور کنند به یکباره جریان آب شدیدتر شد و  آنها را با خود برد.

یاد و خاطرشان گرامی

اسامی آنها بشرح ذیل میباشد:

1-مرحوم سید علیجان صادقیان فرزند سید مختار(عکس بالا)

2-مرحوم سید شمس الله عالمی زاده فرزند سید شکرالله

3-مرحوم سید بمونا مهدوی پور فرزند مرحوم سیف الله

4-مرحوم سید عزیز کریمی فرزند سید علی

با تشکر از آقای حسین مظاهری و آقای مهرداد صادقیان بخاطر ارسال عکسها

و آقای سید سجاد صادقیان بخاطر توضیحات 

(ککایل عزیز لطفا عکسها و مطالب خود را

برای هر چه بهتر شدن وب ارسال تا به نام خودتان ثبت کنیم)

لطفا کلیپ زیر را مشاهده کنید روی دکمه وسطی کلک کنید



تاريخ : پنجشنبه 1389/09/25 | 12:34 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
سلام به همه ککایل عزیز


 

ککایل محترم برای دیدن وبلاگ هیئت لثارات الحسین سرتنگ بیدک اينجا کلیک کنید.

 



تاريخ : چهارشنبه 1389/06/24 | 0:1 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
 

 

 

1- Confidence اعتقاد:

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.روزی که تمام اهالی

 برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.

2- Trust اعتماد:

اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا

 پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.

3- Hope امید:

هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار

شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید 

 

 



تاريخ : شنبه 1388/05/10 | 20:57 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده

مشخصات جغرافیایی بیدک:

 ایران -استان کهکیلویه و بــــو یر احمـد

شهرستان  باشت ایل بابویی

 روستای ســـــرتنــــــــــگ بیــــــــــــــدک

 معنی بیدک از از کتاب فرهنگ جغرافیای ایران:دهی از دهستان باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان است و 450 تن سکنه دارد.حالا چه جوری من نمیدونم یاید از نویسنده این کتاب برسید.شاید قبلا زیر نظر بهبهان بودیم من اطلاعی ندارم .

**+++**+++**+++**+++**

اسامی قسمتهای مختلف اراضی  بیدک

تقدیم به اون کسانی که به نحوی تنهایی و غربت رو در دلشون احساس میکنن

حتی اگه در وطن باشن

دلم امروز در درياى زمان ساعتى شيرين ياد وطــــن می کند

دمالون- قوراز- چهل- برد بوسون- پسکمر- پسرو- اوچرو -کونه -مزک -رهبرم- تل گورین گه- مور مزک- له امینیی- نر کردویتی -سر اشکفت -گندی زار- پیرپلیتک- سرکلهی- نارنجو- بایمدون- دلی جنگ- درهچه- دلی بیون- بردزرد- کتلی سوته- بلکنو- نره گینه دون-  پس چاتی- بونه بلند-کی مرزومرده-تل انجیری-تهلو میرعلیبحش-برموگه-دری تیک-سی تاجالدین-دلی لهرسون-برد غزی-برد علیرضی-گو تهلدون-پس چات-گو رمه چه--بردل دزو-پاتاوه سوته-له یخی-مله لحرسون-چات مروارک-سر زرد-کالورو-تنگ پس رهزلی-کل کچلو-دروازه-نره راسمله-جرنه-بی رو-خمارگون-تنگ زردی-منتنگون-تل خانی-له گووری-چل زرد--دلی گشین-تنگ تل-دارل جمو-کوون سرخ-مله گشین-بردگیوگر-دارکی میراحمدی-نره باباخون کشته-نر پهنو-تاوه سیری-تنگ گرازرویی-سرگرل-کل گبو-تل گردلو-گو سیسیی-گاوردابیه-دار خسه واخرون-دار سرحه گرمسیر-دره تیک-باغ علیحسین-نره سر-باغل هزیم-بردپهن-گردنه لیرویل-او لیرو دارزو-چهلل قاسم کشته-تکک-گردنه سر مرد-پیگه لیرویل-تنگ کرپ-پیگی میرموسی-پیگی کل کی-دگو-دچاتی-چال میریسف-چال گرو-چال کل کی-کل کی-راسه مله-تل رش-سر دشت-زرچله-انارو-میونه-چال خان-برموگه-کل تیت-مله خل سه-چال ارزن-ریز حزون-تنگ باویزه-رز میرموسی........ 

فرسنده:حاج سید شمس علیزاده

اما حق پدرت بر تو آن است که بدانی او ریشه ی تو است

و تو شاخه ی او هستی و اگر او نبود تو نیز نبودی

 پس هرگاه از کار او تعجب کردی؛ بدان که او ریشه ی هر نعمتی

بر تو است و خداوند را برای قدر دانی از وجود او شکر گذاری کن.


« امام رضا (ع) »

با تشکر ازپدر عزیزم

  آپلود عکس

سلام بر تو ای سلطان قلبم که اگر کل عالم

جمع شوند نمی توانند معصومیت و مظلومیت

 ضریح نگاهت را غبا روبی کنند.

 حرم مطهر حضرت سلطان محمود شاه ع واقع در سرتنگ بیدک

ایشان از نوادگان حضرت موسی ابن جعفر ع و جد سادات بیدک می باشند

 

 عکس زیبا از امامزاده مظلوم سلطان محمود شاه و روستای سرتنگ بیدک 

 

 

طایفه سادات بیدک فرزندان ۴ برادر هستند که عبارتند از:

1- میر علینقی۲ -میر سلامی3- میر سیدی4- میر محمد صادقی

این امامزاده از امامزادگان معروف  باشت میباشد که در روستای سرتنگ بیدک قرار دارد 

 امامزاده در ایام سال پذیرای مهمانها وزوار زیادی از گوشه وکنار کشور میباشد.

 تصویر زیر عکس امامزاده و خانه های خیلی قدیمی دیده می شوند که

 در اصطلاح محلی به این خانه ها (تو)می گویند.که اکثرا خالی از سکنه می باشند

 

 

عکس زیر گوشه ای از روستای سر تنگ بیدک و کوههای زیبای آن است. 

 

 Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

 

 السّلام علیک یا سلطان محمود شاه ع چگونه ناامید باشم وقتی شما آرزوی همه ما هستید..

خداوند سبحان را شاكریم که پس از سالها انتظار ، بزرگترین آرزوی سادات بیدک  

در حال تحقق بخشیدن است.

ککایل عزیز همانطور که شنیده اید کار مرمت و بازسازی مرقد مطهر جد بزرگوارمان

 بخوبی و با مشارکت اکثر ککایل ۴ فامیل بیدک در حال پیشرفت است.

 

yeki   yeki  

برای اطلاع از پیشرفت کار بزودی  با رئیس هیئت امنا** آقای سید تاج الدین اعتمادی **

گفتگو میکنیم و جزئیات را در وب منعکس میکنیم. 

سلطان خفته در تنگ سلطان کوچکی نیست

السلام علیک یا سلطان محمودشاه-ککایل نه خهسه

ازتبارباوی هستم و دولتیاری و توتیای دیدگانم تربت سلطان شماست

 اگر هنوز سعادت زیارت نصیبم نگشته ولی مهر ایشان دردلم سالهاست که خیمه زده

واگر چه:
سلطان قلبهایند هم شاه و سید و میر (شاه زینعلی-سی محمه-میرزینعلی)
ولی
سلطان خفته در تنگ سلطان کوچکی نیست

 

((بسم الله الرحمن الرحیم ))

حضرت امامزاده سلطان شاه محمود علیه السلام ابن امامزاده حیدر ابن امامزاده موسی ابو سبحه ابن امامزاده ابراهیم الاصغر ابن حضرت باب الحوایج امام موسی الکاظم علیه السلام است....
در اولین فرصت دوباره نحوه شهادت ایشان را به امید خدا خواهم نوشت.
راستی این مطالب را از کتاب علما و شاعران استان کهگیلویه و بویراحمد نوشته نورمحمد مجیدی کرایی نوشتم.09173442421-07422553461کتابخانه عمومی

این تیره از سادات خود را فرزندان حضرت امامزاده سلطان محمود شاه میدانند که

برابر نوشته کتاب خطی بحرالانساب تیموری در خلافت ابوالعیاس احمد(ناصرالدین عباسی)سی و چهارمین خلیفه عباسی که بدست سپاهیان ناصراشجع فرمانروای فارس درمیان تنگ بیدک باشت کنونی به شهادت رسید و این ماجرا و چگونگی شهادت آن حضرت در این کتاب که مرحوم آقا سید احمد تقوی معروف به حاجی آقا از علمای برجسته طوایف سادات ساداتی که این کتاب در خاندانش موجود بود رونویسی و مطالبی به انشا و فرهنگ زمانی و حاضر بر آن افزوده اند چنین آمده است:

...این بزرگوار در زمان خلافت ابوالعباس احمد مشهور به الناصرالدین الله سی چهارمین خلیفه عباسی که حکومت و فرمانروایی خطه فارس و الکای کوگیلویه به احرث ابن سیما و منصور و ناصر اشجع واگذار شده بود و ایشان شقی ترین افراد زمان خود بودند با سپاه کثیر خود در دژ های سفید شولستان مشرف مستقر در این دژها برای تعاقب و دستگیری اولاد ابوتراب لشکری به فرماندهی ناصر اشجع به الکای کوگیلویه گسیل داشت در این موقع حضرت امامزاده سلطان محمود شاه باتفاق پسران خود بنام:علاءالدین عبدالله و قطب الدین آصف و تاج الدین یوسف و برادرانش: سلطان ابراهیم و سلطان مهدی و سلطان احمد و چند تن دیگر از بنی اعمام خود که بالغ بر یکصد و پنجاه نفر بودند و دشت بزم واقع در تنگهای سه گانه سولک در دامنه کوه چین چین که فعلا" کوه خامی گفته میشود به کاروان حضرت امامزاده سید محمد پیوسته سپاه دشمن از کاروان امامزاده ها اطلاع یافته شبانه به آنها یورش نموده پس از جدال فراوان حضرت امامزاده سید محمد (ع) که کاروان سالار بود شهید گردید چون سپاه دشمن بیشمار بود تاب مقاومت نیاورده به عبدالان(آبدالان) متواری -برخی بطرف برغون و شوش فراری و عده ای به سمت گردنه ی رستمدار (مله باشت) رهسپار گشته که برادران آن حضرت و چند تن از دیگر که دشمن از تعاقب آنان غفلت ننموده تا شهر رواق الجیش(دهدشت)پیش رفتند و هر یکی در محلی شهید شدند که آرامگاه برخی از آنان ظاهر است...

...حضرت امامزاده سلطان محمود شاه پس از این شکست به اتفاق پسرانش و چند تن از بنی اعمام خود بطرف کوه دهک(کوه پهن)رهسپار شده در صحرای دشت خون در دامنه کوه دهک سمت برآفتاب(باختر) با قسمتی از سپاه ناصر اشجع برخورد نموده پس از محاربه و مبارزه در مقابل حمله دشمن تاب نیاورده رو به هزیمت نهادند حجضرت امامزاده علاءالدین عبدالله پسر ارشدش تیری بر پیشانی مبارکش اصابت و زخمی گردید شبانه از قلعه کوه دهک به قریه کوشک قدیم وارد شدند پس از چند روز حضرت امامزاده علاءالدین عبدالله به شهدت رسید و جسد مبارکش را در همان قریه دفن کردند و اکنون مقبره اش ظاهر است.چون لشکر دشمن در تعاقب ایشان بود حضرت و همراهان به طرف تنگ بادک(بیدک) رهسپار شدند و در داخل تنگ به محاصره دشمن درآمده و هنگامی که عرصه ی جنگ بر امامزاده ها تنگ شد صدای الله اکبر بلندی شنیدند به امر الهی شیری در لشکر دشمت پیدا شده بسیاری را کشته و پاره پاره نموده وبقیه رو به فرار نمودند تا گردنه ی سروک.حضرت و همراهان و شیر در تعاقب آنها بودن در گردنه ای که اکنون به شیر کشته ای مشهور است شیر را به قتل رسانیدند و از این واقعه حضرت غمگین گشته به میان تنگ بیدک توطن اختیار نمودند-پس از چندی سپاه ناصر اشجع فرصت یافته و دوباره با آن حضرت به جدال پرداخته و این دفعه به امر الهی اژدری در لشکر دشمن پدیدار گشته پس از کشتار های فراوان در گردنه ای که فعلا" به گردنه ی اژدر شهرت دارد اژدها را کشتند .....

 

... وحضرت وهمراهان به میان تنگ بیدک آمده برروی آبی درمیان تنگ (هرار)واقع دردامنه تپه ای که در پایین ده کنونی قرارداردبه ساختن وضومشغول بودپس ازاتمام وضوناگهان لشکر دشمن آنهارابه محاصره خویش درآورده حضرت بادوپسرش ازتپه ای که پشت آب بودبالارفته برروی تپه بدست.حارث بن قیدار شهید گردیدوآصف وتاج الدین یوسف ازتنگ بالارفته که فعلا"جای سم ستور ایشان بر دیوار تنگ ظاهر است. برروی تنگ (پریم)و میانه حضرت امامزاده قطب الدین آصف تاج الدین یوسف هر دو بدست سپاه ناصر اشجع شهید شدند و در محل شهادتشان ملحق به هم مدفون هستند و آثار قبر آنها با داشتن کره سنگی معلوم است پس از شهادت حضرت و پسرانش همراهان به کوهپایه های اطراف متواری شدند پس از خروج لشکر دشمن از تنگ بیدک مومنین و مسلمانان منطقه جسد مبارک حضرت امامزاده سلطان محمود شاه را در محل شهادتش بر روی تپه مزبور دفن کردند

...قبه مبارک ایشان تا مدت زیادی بقعه نداشت تا در سال 712 قمری در زمان سلطنت الجایتو سلطان محمد خدابنده ایل خان مغولی ابن ارغون خان ابن آباقا خان ابن هلاکو خان ابن تولی خان ابن چنگیز خان تموچین که سلطان ایران بود و به مذهب تشیع معتقد شده . هنگامی که جهت زیارت عتبات عالیات به بغداد عزیمت نموده در مراجعت خود از راه الکای کوگیلویه به شیراز به قریه ده بزرگ باشت وارد و شب را در آن قریه بیتوته فرمودند.اتفاقا" یکی از سردارانش قصد کشتن سلطان را داشته شب در هنگام خواب با شمشیر برنده به بالین او رفته که سرش را از تنش جدا کند و شمشیر را در دستش بالا برده که ضربه بزند و در حین انجام عمل دفعتا" دستش خشک و جسدش بیجان به حال قیام می ماند در همان موقع امامزاده سلطان محمود شاه به خواب ملک آمده در خواب میگوید:ای محمد به واسطه محبت و ارادت زایدالوصفی که خاندان نبوت و امامت داشته اید سبب شد که شر دشمن در شب تاریک و در عالم خواب از جان شما دفع شود و برای عبرت جسم بیجانش را به حال قیام به بالین خود مشاهده فرمود و سپاس خدای را بجا ی آورد و محبت و تولای سلطان نسبت به خاندان عصمت و طهارت بیش از پیش فزونی یافت فورا" امر مقرر فرمودند بر گرد مزار کثیر الانوارش مقبره و بقعه ای بسازند

فرستنده:یونس علیپور

 



تاريخ : سه شنبه 1388/02/22 | 23:28 | نویسنده : سیـــد ایمـان علــــــیزاده
 

 
ککایل عزیز از فضای انتقال پرتابل بهره برداری نفت و گاز گچساران مطلبـی

با عنوان میثاقنامه طایفه اسپر از توابع گچساران دیدم که خیلی برام جالب

 بود البته کار به مفاد میثاقنامه و خوب و بدش ندارم اون یکدستـــــــــی و

  اتحادشون جالب بود و میتونه یک الگو برای بقیه طایفه ها باشه .

 

بسمه تعالی

میثاقنامه طایفه اسپر

به تاریخ3/2/1388 جلسه ای در حسینیه روستای اسپر تشکیل و مفاد زیر به تصویب حضار محترم رسید .

 از این تاریخ مصوبات ذیل لازم الرعایه اعلام شد و افراد اتیان سوگند نمودند که مفاد این صورت جلسه را به نحو احسن به انجام رسانیده تا برای هم روستاییان خود ایجاد اخلال و مشکل ننمایند.

1- در سالی که توسط مقام عظمای ولایت به نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری گردیده  اسپریهای مقیم روستا و شهر به سهم خود اولین قدم را بر خواهند داشت و مراتب مطاع از نماینده امام زمان «عج »را لبیک گفته ، اخلاقا  و شرعا  با اتیان سوگند خود را ملزم به رعایت تمام بند ها نموده و تخلف از عهد را بر خود حرام نموده اند.

2- از این تاریخ در صورت فوت کسی از هم روستاییان برگزاری مراسم  تحت عنوان هفتمین روز واقعی فوت و چهلمین برگزار نخواهد شد.

3- پخت غذا برای عزاداران ولو استفاده کننده خانواده درجه یک باشند ممنوع گردید و حتی فرزندان مرحوم موظف هستند در خانواده خودصرف غذا نمایند و در مراسم حضور یابند تا این بدعت برداشته شود. میهمانانی که از شهرستانهای هم جوار تشریف فرما میشوند از این قاعده مستثنی هستند.

4- پلاکارد نویسی از طرف بستگان برای خانواده مصیبت دیده ممنوع است ودر صورت عدم رعایت دیگران خانواده مصیبت دیده نبایستی آنرا به درب منزل یا دیوارهای اطراف الصاق نمایند .

5- به دلیل گستردگی طایفه، بعد از برگزاری مراسم سومین وهفتمین روز فوت و رعایت سنت های شرعی ازدواج , بلافاصله مراسمات عروسی وشادی قابل اجرا خواهد بود و خانواده داغدار نیز خود را موظف به حضور در مراسم شادی میداند.

6- جهت تشویق جوانان به سنت شرعی ازدواج، سقف نهایی مهریه دختران طایفه اسپر 500 سکه بهار آزادی به میمنت مهر السنه حضرت زهرا (س) تعیین گردید.

7- جهت سهولت و راحتی زایرین محترم و عدم صرف وقت زایر به امر خرید و اتلاف سرمایه، پلاکارد نویسی و بردن کادو برای زایر  وگرفتن کادو از زایر ممنوع میباشد (به استثنای مهر و تسبیح یا خودکار). دراینکه زایراز طایفه اسپر باشد یا غیر، فرقی ندارد .



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ