![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
قربون او دوره که روغن خش من دله بی کار با کلاس مردم ، چپونی بی گله بی ماشین بار کشی مو ، خر شله بی پشته ی هیمه که وَ پُشتِ زَنَلِ حامله بی کی دونس پاستور چنه ، بازی همش کل کله بی خبر مِردَلِ جنگی من جَر ، لُرکه و هیبله بی ![]() دلم تنگ و لحظه هایم دلگیر شده اما دلیلش را به درستی نمیدانم... گاهی گمان میبرم دلتنگ بوی پونه های وحشی یا شاید غروب روستا که با وجود آگاهی از دیدار فردایش اما با اندوه مزرعه را ترک میکند ،شاید دلتنگ شنیدن صدای قورباغه های برکه یا جیر جیرکهای اطرافش،یا اصلا شاید دلتنگ غذای درون یک دیس بزرگ که همه اهل خانه را گرد خود و چشم در چشم مینشاند.یا نگاه گیرا و زیبا اما همیشه نگران مادر یا پنج شنبه شلوغ قبرستان که تمامی اهالی را حتی آنانکه به شهر مهاجرت کرده بودند دور هم جمع میکرد،تراکتوری که در فصل خزان برنجهای درو کرده را از مزرعه به روستاها و خرمنها میبرد و کودکانی که به امید افتادن خوشه ای از آن،به دنبالش میدوند.یا خوشحالی آنها بعد از فروختن برنجهای جمع آوری و رفتن به سمت تنها دکان روستا ،شاید دلتنگ صدای انسانها و دامهایشان شده که به هنگام بارش باران از روستا بلند میشد.صدای خنده های از ته دل شادییه...........
|
باید برای ثروت حرام خورد!
برای عشق خیانت کرد!
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد!
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند!
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم،می گویند؛
از پشت کوه آمده!
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم
و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد
تا اینکه اینور کوه باشم و"گرگ"






مو کُرُم ،کُر کَمَرُم . برنو وَکولُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی نذر ونیاز وشال سُوزُم
دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی گالَ و لیکَ ،کِل و بُنگُم
دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی دار بَلی بُن کَلَخُنگُم
دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی کِهلَ وکَوگ،پوسپُر
وَدَسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی چَویل ولیزَک، بَچَی
کِهلَل بلندُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی مَه وستارهَ بَچَی بُنگ
غُروسُم نیتَرُم دَ ویچُو وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو زیلوم خاکِ خُیا بی ،بَهلِشتُم
سنگ بَردهَر، نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو جَیُم سلطان محمود شاه ،یادگار
وطَنُم سنگ مَزارُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی لیرویَل و
هِزیم میونَه ،برموگَه یا کَلِ تیتُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
مو بَچَی اوسَه و داسُم ،روزیمهَ
وَ خُیا خاسُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم
تاکَ تاکَ تیشَه وجِرَجِر هیمَه دی بلال ای دِلَم
دی بلال ای دِلُم نیتَرُم دَ ویچوُ وَیسُم دی بیو وَرگَردیم .دی بیو وَرگَردیم
شعر از سید محمود کریمی زاده
نظر از سادات بیدک که اگر خودشون را معرفی کنند خیلی بهتره
باسلام و تشکر از سایت جالب و خوبتان
شعر سید محود خیلی خوب حرف دل ما را زد با تشکر از ایشان و آفرین بر طبع زیبایشان
اما بازگشت تنها بازگشت فاصله ها نیست باید رجعتی از نوع دل داشت نه گل
متشکرم
باسمه تعالی
عقل سالم در بدن سالم
مدیریت وب ککایل صعود شایسته تیم ستارگان سادات بیدک به لیگ استان را به همه ککایل بیدک تبریک عرض مینماید.همانگونه که مستحضرید این تیم حامی ندارد و نیاز مبرم به همراهــی ، همدلی و حمایت شما دارد . از ککایل عزیز انتظار داریم همانگونه که این جوانان شایسته در زمین چمن فوتبال مردانه و محکم برای ابروی بیدک مقابل تیمها ایستادند در ایــن راستا از هیچ کوششی دریغ ننمایند و در حد توان و وسع مالی به این تیم که آبروی بیدک است کمک نمایند.ما در بیدک جوانان علاقمند و افراد مستعد زیادی داریم که باید این استعدادهــــا را پیدا کنیم و بپرورانیم.صعود این تیم بهترین فرصت برای معرفی بیشتر بیـــــدک به استـان و شاید کشوراست از تمامی کسانیکه به این تیم کمک کردن و تک تک بازیکنان،مربیان و زحمتکشان این تیم کمال تشکر و قدردانی را داریم.
ضمناُ اسامی افرادی که به تیم خودشان (ستارگان سادات بیدک)کمک میکنند
در وب نمایش داده میشود.
شماره حساب موسسه فرهنگی ورزشی ستارگان سادات بیدک
بانک کشاورزی 631303713



السلام سلطان من محود شاه خفته در سرتنگ بیدک السلام
آسمان رنگ دلت را تا ابد مهمانی است
دید ه گانم با زیارت تا ابد نورانی است
صحن عشقت بر دل و روح همه ماوا بود
هم دعای خیرتان آرامشی بر اینهمه غمها بود
جد پاکم ما دگر در این زمانه غافل و تنها شدیم
در میان موجها ی دنیوی ما هم غریق بحر این دریا شدیم
ما همه فرزند تو از نور تو هستیم ای جانم فدای آن قنوت و خواهشت
دست بگشا از سر رحم و مروت کن دعا یی از برای آل بی آلایشت
گر چه از ره دور افتادیم و از منزل گرفتیم فاصله
لیک چشم ما هنوزم گریه دارد از برای فاطمه
نیک میدانم که مهر ما بود در قلب تو ای مهربان
همچو فرزندی همه محتاج ذکر خیرتو هستیم ای شیرین زبان
لطف کن سلطان محمود وجودم شاه بیدک
یک تبسم در قنوت وسجده ات باشد غنیمت

آسمون دلم گرهته اوری و بارونیه
رود سرتنگ بگم بازم کمه کارونیه
و مزک تا برد خهسه واخرون دلم گرهته
چشمه ی هضیم جونم حرفل خشه نگهته
تو نیای بریم و سرحد تیتره و نار بچینیم
زر دار اشنک و سایه ی رزی تنها بشینیم
یاد کنیم و مردل خوبو زلال بی دلشون
سی دیدن قوم و خویشل بیقرار بی دلشون
متیلله محرم ننه یه دنیا باش عاطفه بی
کپر مرحم بوا یه دنیا باش خاطره بی
یه جهان بی پره گردون ننه ایچرخس
یه محل بی رادیون مرحم بوا ایگردهس
من دمالون توپه بازی بچیل یادش وخیر
هوهو سگ محل بی کهریل یادش وخیر

عکس بالا از حسین مظاهری
لبخندهای دور مرا چند میخری ؟
با این همه غبار که روی دلم نشست
آشفته حال ، شور مرا چند میخری ؟
دلگیر و خسته و نگران و کلافه ام
از این همه "سرور مرا چند میخری؟"
سیگار میکشم و فقط دود میخورم
سیگار با شعور مرا چند میخری؟
قلبم گرفت ، سوخت و خاکستری شدم
خاکستر صبور مرا چند میخری ؟
خاکستر صبور منو دستهای تو
احساسهای کور مرا چند میخری ؟
لبخندهای دور مرا چشم کرده ای
حالا بگو غرور مرا چند میخری ؟
قاچ های سیب زندگی گاهی چقدر بد تقسیم می شوند….

من آموختم که چندی پیش بابا جان داد،
تو می آموزی که آن مرد در باران آمد،
من همان کودکی هستم که زیر باران ،
پشت چراغِ قرمز ها مرد شد،
تو( آ )را با کلاهی می آموزی که
زندگی سالهاست بر سرم گذاشت

(در جواب سوال حاج سید محمد تقی علیزاده)که پرسیدند 2*2چند میشه؟
طریقه حساب کردن

۶۵=۶۴!!!!!!!
65 = 64شايد باور کردنش سخت باشه ولي طبق استدلالي که در اين تصوير متحرک بيان شده
تعجب نکنید ۶۴ با ۶۵ برابر است
شصت و چهار مساويست با شصت و پنج !!!

<۱=۲!!!>![]()
مسلما ۱ مساوی با ۱ است اما عکس زیر کاملا منطقی نشان دهنده آن است که یک مساوی با ۲ است. آیا کسی میتواند بگوید که چه ترفندی در اینجا به کار رفته و یا شاید هم ترفندی در کار نبوده و ۱ مساوی با ۲ است!!!

![]()
به تصویر زیر با دقت نگاه کنید و بگوئید چند چهره در این تصویر مشاهده می کنید؟ لطفا خوب دقت کنید!

هوش شما تعداد چهره ها
کودن 0 - 5
کم هوش 6 - 7
طبیعی 8 - 9
باهوش 10 - 11
نابغه 12 -13
شما
باید بکمک یک قایق چند نفر را طبق قوانین خاصی از یک رودخانه عبور دهید.
قوانین بازی خیلی جالب است. اگر موفق نشدید باز هم تلاش کنید و فکر نکنید
که غیر ممکن است زیرا یک راه حل کلی برای آن وجود دارد
قوانین:
افراد شامل پدر ، مادر ، دو پسر ، دو دختر ، پلیس و زندانی باید از رودخانه رد شوند.حداکثر دو نفر میتوانند سوار شناور چوبی شوند
پدر نمیتواند در غیاب مادر با هیچکدام از دخترها باشد.مادر هم نمیتواند در غیاب پدر با هیچکدام از پسرها باشد.زندانی نمی تواند در غیاب پلیس با هیچکدام از افراد خانواده باشد.تنها پلیس ، پدر و مادر میتوانند شناور را برانند.برای سوار یا پیاده شدن روی نفر و برای راندن شناور روی گوی قرمز کلیک کنید.
بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند، ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستىشان با دشمنان ما و دشمنىشان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشيعه ص 8 )
منتظران مهدی فاطمه بهوش حسین فاطمه را منتظرانش کشتند
حق را به باطل مپوشانید تا حقیقت را پنهان سازید در حالیکه حقیقت را میدانید42البقره
امام علی علیه السلام فرمود:
«پوشیدگی زن برای او بهتر است و زیبایی اش را پایدارتر می سازد».
غررالحکم
چند پیام از امام علی ع: هرگاه بلایی فرا رسد. مال خود را فدای جانتان
سازید . وهرگاه مساله ای دینتان را تهدید کرد جان خود را فدای دینتان
نمایید واین را بدانید که آن کس هلاک شده که دینش از دست برود ....تحف
العقول- ص 371
زیاده روی در شرزنش. اتش لجاجت را شعله ور می سازد ....تحف العقول- ص137
جهاد زن خوب شوهرداری کردن است ....تحف العقول- ص179
امر
به معروف ونهی از منکر را فرو مگذارید که بدترین کسانتان بر شما حاکم
وسرپرست شوند .از آن پس هرچه دعا کنید به اجابت نرسد(دعایتان علیه آنان
مستجاب نگردد)

فرستنده:سید محمود کریمی زاده


نیامرزت ….
بیـابونم که تش باد وم نَـکه رحـمپ
نیامُــرزت که ایـطور ایـخرم غم
یه روزی زین غـم کردی و پُــشتم
یه رو پُـشتم شکـهسه زین ماتم
دلی آشُـفتـه دام وُ پـیـتتنـــامه
مـو دَ ذلـیـلُـم و بیـچاره وُ لَـهم
کسی کِل نیزه وَی صحری سَرانـجوم
لَـلایی مُرد و دی هم نیـگُه رودَم
ملیزُم بهسه سـَـرچشمه ی کنارل
کُـنار خهسه پیر ایبوهِـه کـم کم
و نَـوتی سوز و پیلی سـه فُـرهتیم
چقد بـی مُـروت اولاد آیـــــم
بیو تَـش بُـر کُـنیمون وُ بُسوزیـم
و بَـی کبریتـل و بـاروت بـی نم
بنیـت مزارم جـــی ایلـــه بارل
اگر دو تا تـیَـم اومه وَ ری هـــم
شعر از؛ مصطفی مبارکی
==============
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم
باز نه زخم های من خوب می شود
نه زخم های تو... !!!
به ما می گفتند نباید پپسی بخورید,گناه دارد.وقتی به تهران آمدم,اولین کاری که کردم,از یک دستفروشی یک پپسی گرفتم.درش تالاپ صدا کرد و باز شد.بعد خوردم دیدم که خیلی شیرین است.آن روز نتیجه گرفتم که گناه شیرین است.
نمي دونم از کجا بايد شروع کرد و به کجا ختم.
بارها و بارها نوشتم و اما چه نوشتني که خود ندانستم که کيستم پس نوشتنم نا نوشتن بود
و خواندن شما ندانستن. آنچه من مي نوشتم به دل نمي آمد و آنچه شما مي خوانديد
به دلتان نمي نشست پس مايوس از ادامه کار باز ماندم. با خود گفتم هر آنچه از دل رود
لاجرم بر دل نشيند و شروعي نو را آغازيدم با قلمي نو.
اينکه کي هستم و چي هستم و چرا؟ بماند. مهم نيست. مهم آن است
که من مي دانم و شما نه و آنکه شما مي دانيد و من نه.
پس با هم باشيم و ياور هم باشيم و خود را بسازيم تا آينده ساخته شود.
من را از نظرات خوب خود آگاه کنيد.
ککايل عزيز
اين وب که قبلا هم مختص ۴فاميل بود به وبلاگ ککايل سادات بيدک اتحاد ۴فاميل تغيير نام يافته .
لطفا قبل از اينکه وب را ببينيد اين چند مورد را مد نظر داشته باشيد.
۱- اين وب متعلق به چهار فاميل بيدک بوده و نه بنده حقير
يا فاميل خاص و خداي ناکرده قرار نيست بر طبل برتري جويي
قومي کوفته شود که عمر اين کوته نظريها سالهاست به سر آمده
اگر ميبينيد بيشتر از يک فاميل نوشته شده بخاطر اين است
که خودشان اين مطالب را ارسال کردند و بنده بنام آنها منعکس کردم
تا حالا هر کسي مطلب داده بدون کوچکترين تغيير در وب منعکس شده
لذا از همه ککايل(۴فاميل ) خواهش ميکنم با وب خودتون همکاري کنيد.
۲-وب ککايل جاي تصفيه حساب و بحث شخصي نيست
اگر با فرد يا افراد خاصي مشکل داريد اين سايت بدرد کار شما نميخورد .
نظراتي که شما ارسال ميکنيد را فقط خودم ميبينم و پاک ميکنم
از پيشنهادات و انتقادات سازنده استقبال ميکنم و کوچکترين اهميتي
به کم لطفي هاي بعضي دوستان نميدم .اگر حرفي بدي در تابلو زده ميشود
مخاطبش ۴فاميل بیدک هست فکر نکنم توهين به سادات هنر خوبي باشه
اين وب را فعلا بنده دارم مينويسم به همين خاطر با هيچکس مشکلي ندارم
فکر نکنم کسي باهام مشکلي داشته باشه ضمن اينکه فکراي قديمي ديگه منسوخ شده
الان تو دوره فن آوري و گفتگو قرار داريم و مهمتر اينکه با تمام چهار فاميل هم نسبت
و ارتباط خوني دارم.
با تشکر :سيـــد ايمـــان عليـــــــــــزاده
***************************
سلام بر خاک پاک بیدکیها صد سلام
بر آن امامزاده جلیل القدرش سلطان محمود شاه (ع) صد هاسلام
بر هزیم و میانه آن درختهای پر انارش صد سلام
بر میانه آن گردوهای باغ پیرویش صد هاسلام
بر هزیم آن گلهای نرجس بهاریش صد سلام
بر میانه آن ورد بن چالی دارخانش چشمه زلالش صدها سلام
****
موغریب و غربتم در شهر مردم
ای وطن هر جا برم ویادتم تا وقت مرگم
ای ککایل بیدک مو کوچکتون یه نصیحت وتو ایکنم بکنیت من گوشتون
یه روزی دل نکنیت و خاکتون فراموش نکنیت جد بزرگوارتون
هر جا که باشید جدتون پشت پناهتون
خدا یار و نگهدار خودتون و نوه و نتیجه هاتون
با تشکر از آقای سید یوسف موسوی
اونهایی که از نژاد آریایی دم می زنند و گاه آن را به عنوان نژاد برتر معرفی می کنند فرض کنیم ملاک حق و باطل نژاد باشد و نژاد آریایی برتر از دیگر نژادهاست یا اینکه بپذیریم ایران تنها جایگاه نژاد آریایی باید باشد اما آیا امروز می توان دست روی کسی گذاشت و او را آریایی خواند؟ آیا زرتشتیها را می توان آریایی خالص دانست؟ آنها که این همه آریایی آریایی می کنند و برای نژاد آریایی سینه چاک می دهند آیا می توانند ادعا کنند که خودشان آریایی هستند؟
عربها پس از شکست ساسانیان سالیان دراز در ایران حکومت کردند و مسلما در پناه چنین حکومتی، بسیاری از عربها به ایران مهاجرت کردند. این همه امامزاده و سادات را سراغ داریم که به مرور وارد ایران شدند. با توجه به اینکه سادات جمعیت کمی را تشکیل می دادند، می توان حدس زد که چند برابر آنها، عربهای دیگر نیز مهاجرت کرده اند. مثل عربهای اشعری که در عصر امامان(ع) در قم می زیسته اند.از کجا معلوم شما از اون عربها نباشین
نمونه هایی از غیر آریاییها در ایران
1-بومیهای قبل از آریاییها آیا پیش از آریاییها هیچکس در ایران زندگی نمی کرد؟
مسلما انسانهایی متمدن پیش از آریاییها در ایران می زیسته اند و ما دلیلی نداریم که با آمدن آریاییها همه ی بومیها مردند یا همگی از ایران کوچ کردند یا آنها را اخته کرده باشند.
2-یونانیها اسکندر مقدونی 330 سال پیش از میلاد از یونان به ایران آمد و حکومت هخامنشی را سرنگون کرد و سلوکیان نزدیک هشتاد سال در ایران حکومت کردند. مسلما با آنها یونانیهای فراوان به ایران آمدند و حتی شهرهایی در ایران بنا شد و یونانیها در آنها جا گرفتند. آیا هیچکس از نسل آنها باقی نمانده؟
3-برده ها در گذشته افراد فراوان در سرزمینهای گوناگون به بردگی گرفته می شدند. یکی از اقدامات برای اینکه برده ها به محل زندگی خود فرار نکنند این بود که آنها را به جاهای دوردست می بردند. اساسا چون برده مثل کالاهای دیگر خرید و فروش می شد، جابجایی در آنها زیاد صورت می گرفت. چه بسیار انسانها که از نسل همین برده هایی هستند که به سرزمینهای دیگر از جمله ایران رفته اند.
4-مغولها.سالیان دراز مغولها در ایران حکومت کردند. آیا مغولان دیگر با امرایشان به ایران نیامدند؟ آیا نسلی از آنها نمانده؟
5- لبنانیها.با روی کار آمدن صفویه، زمینه ی نشر تشیع در ایران فراهم شد و بسیاری از شیعیان لبنان فرصت را مغتنم شمرده برای تبلیغ این مذهب به ایران مهاجرت کردند.
شیخ بهایی و شیخ حر عاملی نمونه هایی از همین مهاجرانند.
6- دیگر مهاجرتها. هشتاد سال است که
شناسنامه صادر شده و دولت، ایرانیان و غیر ایرانیان را از هم تفکیک می کند
اما در گذشته که نه شناسنامه ای بود و نه میله های مرزی وجود داشت و نه
نیروهای ژاندارمری در مرزها رفت و آمدها را کنترل می کردند و نه مردم
وابسته به دولت بودند، تبادل جمعیت بآسانی و فراوان صورت می گرفت. همان
گونه که رد پای ایرانیان مهاجر به کشورهای فراوان در سراسر دنیا را می
بینیم، مسلما مهاجرتهای کوچک و بزرگ به ایران نیز صورت گرفته هرچند اکثر
آنها در تاریخ ثبت و ضبط نشده است.
نتیجه
با توجه به آنچه گذشت، امروزه به هیچ وجه نمی توان کسی را به طور قطع آریایی دانست. اما برخی با سینه ای ستبر چنان از نژاد آریایی دفاع می کنند و غیر آریایی را می کوبند که گویی ثابت شده خودشان آریایی هستند! با این وصف ندانستیم چگونه بعضی خود را به نادانی زده جمعیت ایران را به دو گروه سادات و آریایی تقسیم می کنند؟!
تاره اگه بنا باشه سادات به خاطر اینکه اجدادشان از جای دیگر به ایران آمدند باید از ایران بیرون برن، آریاییها هم از جای دیگر به ایران آمدند و مدعیان آریایی باید اخراج بشن.
در پاسخ به آقای x که سوال پرسیدی که:
سلام
ببخشيد من يه سوال داشتم .ما سادات بيدك لر هستيم يا عرب؟
منتظر جوابتان هستم.
با تشكر
جواب این سوال را بدلایل زیاد نمیتونم تو وب بدم اما اگر برات مهمه که بدونی
حضوری جواب میدم مطمئن باش جوابتو میگیری اگر حضوری نمیتونی ایمیل بزن
قبلش برام بنویس که خودت چی فکر میکنی؟؟؟؟
pazanan2@gmail.com
ragsefid2@gmail.com
خدا برج بلند ایما بهونه
نفسل صبح من زمسون منج
حسینو جاش پس بخاری دنج
شلی زرد ننه صغرا چه خش بی
کل و گاله ی ککایل دور تش بی
هوا تیفونی و زمسون سرده
امیرو پا پتی نونی نخرده
بچی همسایمون جومی نداره
که بارون من سرش فیشکی وراره
===============
« گردان پشت میدون مین رسیده و زمین گیر شده بود. چند نفر رفتند
معبرباز کنند. او هم رفت، 15 ساله بود. چند قدم که رفت، برگشت.
یعنی ترسیده؟! خب! ترس هم داشت! او اما، پوتین هایش را به یکی
از بچه هاداد و گفت؛ تازه از گردان گرفتم، حیفه! بیت الماله!...
پابرهنه رفت! ... ...
راستی 3هزار میلیارد تومن چندتا پوتین میشه؟!»

وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٲتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ 169
هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند

| نام پدر : | سید عبد الرسول |
| محل تولد : | اهواز |
| محل سكونت : | گچساران |
| تحصيلات : | وارد نشده |
| يگان خدمتي : | سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران |
| مسئوليت : | رزمنده بسیجی |
| استان : | کهگیلویه و بویر احمد |
| شهرستان : | گچساران |
| تولد : | 1347/1/1 |
| شهادت : | 1363/12/22 |
| محل شهادت : | هور العین (جاوید الاثر) |
| محل مزار مطهر شهید : | استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان گچساران |
| نام پدر : | پوری |
| محل تولد : | بیدک |
| محل سكونت : | بیدک |
| تحصيلات : | وارد نشده |
| يگان خدمتي : | سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران |
| مسئوليت : | رزمنده بسیجی |
| استان : | کهگیلویه و بویر احمد |
| شهرستان : | گچساران |
| تولد : | 1345/1/1 |
| شهادت : | 1364/4/20 |
| محل شهادت : | دهلران |
| محل مزار مطهر شهید : | استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان |
| نام پدر : | سید نادر |
| محل تولد : | روستای دره چاه بیدک |
| محل سكونت : | روستای دره چاه بیدک |
| تحصيلات : | وارد نشده |
| يگان خدمتي : | سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران |
| مسئوليت : | معاون گردان |
| استان : | کهگیلویه و بویر احمد |
| شهرستان : | گچساران |
| تولد : | 1348/1/1 |
| شهادت : | 1365/5/8 |
| محل شهادت : | کردستان |
| محل مزار مطهر شهید : | استان کهگیلویه و بویر احمد / شهرستان |










'



شهید سید جلال محسنی زاده



شهید محسنی در کنار مرحوم علی جان صادقیان یاد همه آنها گرامی
هچنین یاد چهار دانش آموز که در تاریخ 1366/02/06 ماه مبارک رمضان
هنگام باز گشت از مدرسه در بین راه روستای تلخاب و سرتنگ بیدک
در دره پایین روستا در حالی که آب رودخانه کم بود و میخواستند از
آن عبور کنند به یکباره جریان آب شدیدتر شد و آنها را با خود برد.
یاد و خاطرشان گرامی
اسامی آنها بشرح ذیل میباشد:
1-مرحوم سید علیجان صادقیان فرزند سید مختار(عکس بالا)
2-مرحوم سید شمس الله عالمی زاده فرزند سید شکرالله
3-مرحوم سید بمونا مهدوی پور فرزند مرحوم سیف الله
4-مرحوم سید عزیز کریمی فرزند سید علی
با تشکر از آقای حسین مظاهری و آقای مهرداد صادقیان بخاطر ارسال عکسها
و آقای سید سجاد صادقیان بخاطر توضیحات
(ککایل عزیز لطفا عکسها و مطالب خود را
برای هر چه بهتر شدن وب ارسال تا به نام خودتان ثبت کنیم)
لطفا کلیپ زیر را مشاهده کنید روی دکمه وسطی کلک کنید
1- Confidence اعتقاد:
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.روزی که تمام اهالی
برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.
2- Trust اعتماد:
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا
پرتاب می کنید،او میخندد ..... چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.
3- Hope امید:
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار
شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید،این یعنی امید
مشخصات جغرافیایی بیدک:
ایران -استان کهکیلویه و بــــو یر احمـد
شهرستان باشت ایل بابویی
روستای ســـــرتنــــــــــگ بیــــــــــــــدک
معنی بیدک از از کتاب فرهنگ جغرافیای ایران:دهی از دهستان باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان است و 450 تن سکنه دارد.حالا چه جوری من نمیدونم یاید از نویسنده این کتاب برسید.شاید قبلا زیر نظر بهبهان بودیم من اطلاعی ندارم .
**+++**+++**+++**+++**
اسامی قسمتهای مختلف اراضی بیدک
تقدیم به اون کسانی که به نحوی تنهایی و غربت رو در دلشون احساس میکنن
حتی اگه در وطن باشن
دلم امروز در درياى زمان ساعتى شيرين ياد وطــــن می کند
دمالون- قوراز- چهل- برد بوسون- پسکمر- پسرو- اوچرو -کونه -مزک -رهبرم- تل گورین گه- مور مزک- له امینیی- نر کردویتی -سر اشکفت -گندی زار- پیرپلیتک- سرکلهی- نارنجو- بایمدون- دلی جنگ- درهچه- دلی بیون- بردزرد- کتلی سوته- بلکنو- نره گینه دون- پس چاتی- بونه بلند-کی مرزومرده-تل انجیری-تهلو میرعلیبحش-برموگه-دری تیک-سی تاجالدین-دلی لهرسون-برد غزی-برد علیرضی-گو تهلدون-پس چات-گو رمه چه--بردل دزو-پاتاوه سوته-له یخی-مله لحرسون-چات مروارک-سر زرد-کالورو-تنگ پس رهزلی-کل کچلو-دروازه-نره راسمله-جرنه-بی رو-خمارگون-تنگ زردی-منتنگون-تل خانی-له گووری-چل زرد--دلی گشین-تنگ تل-دارل جمو-کوون سرخ-مله گشین-بردگیوگر-دارکی میراحمدی-نره باباخون کشته-نر پهنو-تاوه سیری-تنگ گرازرویی-سرگرل-کل گبو-تل گردلو-گو سیسیی-گاوردابیه-دار خسه واخرون-دار سرحه گرمسیر-دره تیک-باغ علیحسین-نره سر-باغل هزیم-بردپهن-گردنه لیرویل-او لیرو دارزو-چهلل قاسم کشته-تکک-گردنه سر مرد-پیگه لیرویل-تنگ کرپ-پیگی میرموسی-پیگی کل کی-دگو-دچاتی-چال میریسف-چال گرو-چال کل کی-کل کی-راسه مله-تل رش-سر دشت-زرچله-انارو-میونه-چال خان-برموگه-کل تیت-مله خل سه-چال ارزن-ریز حزون-تنگ باویزه-رز میرموسی........
فرسنده:حاج سید شمس علیزاده
اما حق پدرت بر تو آن است که بدانی او ریشه ی تو است
و تو شاخه ی او هستی و اگر او نبود تو نیز نبودی
پس هرگاه از کار او تعجب کردی؛ بدان که او ریشه ی هر نعمتی
بر تو است و خداوند را برای قدر دانی از وجود او شکر گذاری کن.
« امام رضا (ع) »
با تشکر ازپدر عزیزم
سلام بر تو ای سلطان قلبم که اگر کل عالم
جمع شوند نمی توانند معصومیت و مظلومیت
ضریح نگاهت را غبا روبی کنند.
حرم مطهر حضرت سلطان محمود شاه ع واقع در سرتنگ بیدک
ایشان از نوادگان حضرت موسی ابن جعفر ع و جد سادات بیدک می باشند
عکس زیبا از امامزاده مظلوم سلطان محمود شاه و روستای سرتنگ بیدک
طایفه سادات بیدک فرزندان ۴ برادر هستند که عبارتند از:
1- میر علینقی۲ -میر سلامی3- میر سیدی4- میر محمد صادقی
این امامزاده از امامزادگان معروف باشت میباشد که در روستای سرتنگ بیدک قرار دارد
امامزاده در ایام سال پذیرای مهمانها وزوار زیادی از گوشه وکنار کشور میباشد.
تصویر زیر عکس امامزاده و خانه های خیلی قدیمی دیده می شوند که
در اصطلاح محلی به این خانه ها (تو)می گویند.که اکثرا خالی از سکنه می باشند
عکس زیر گوشه ای از روستای سر تنگ بیدک و کوههای زیبای آن است.
![]()
السّلام علیک یا سلطان محمود شاه ع چگونه ناامید باشم وقتی شما آرزوی همه ما هستید..
خداوند سبحان را شاكریم که پس از سالها انتظار ، بزرگترین آرزوی سادات بیدک
در حال تحقق بخشیدن است.
ککایل عزیز همانطور که شنیده اید کار مرمت و بازسازی مرقد مطهر جد بزرگوارمان
بخوبی و با مشارکت اکثر ککایل ۴ فامیل بیدک در حال پیشرفت است.
برای اطلاع از پیشرفت کار بزودی با رئیس هیئت امنا** آقای سید تاج الدین اعتمادی **
گفتگو میکنیم و جزئیات را در وب منعکس میکنیم.
سلطان خفته در تنگ سلطان کوچکی نیست
السلام علیک یا سلطان محمودشاه-ککایل نه خهسه
ازتبارباوی هستم و دولتیاری و توتیای دیدگانم تربت سلطان شماست
اگر هنوز سعادت زیارت نصیبم نگشته ولی مهر ایشان دردلم سالهاست که خیمه زده
واگر چه:
سلطان قلبهایند هم شاه و سید و میر (شاه زینعلی-سی محمه-میرزینعلی)
ولی
سلطان خفته در تنگ سلطان کوچکی نیست
((بسم الله الرحمن الرحیم ))
حضرت امامزاده سلطان شاه محمود علیه السلام ابن امامزاده حیدر ابن امامزاده موسی ابو سبحه ابن امامزاده ابراهیم الاصغر ابن حضرت باب الحوایج امام موسی الکاظم علیه السلام است....
در اولین فرصت دوباره نحوه شهادت ایشان را به امید خدا خواهم نوشت.
راستی این مطالب را از کتاب علما و شاعران استان کهگیلویه و بویراحمد نوشته نورمحمد مجیدی کرایی نوشتم.09173442421-07422553461کتابخانه عمومی
این تیره از سادات خود را فرزندان حضرت امامزاده سلطان محمود شاه میدانند که
برابر نوشته کتاب خطی بحرالانساب تیموری در خلافت ابوالعیاس احمد(ناصرالدین عباسی)سی و چهارمین خلیفه عباسی که بدست سپاهیان ناصراشجع فرمانروای فارس درمیان تنگ بیدک باشت کنونی به شهادت رسید و این ماجرا و چگونگی شهادت آن حضرت در این کتاب که مرحوم آقا سید احمد تقوی معروف به حاجی آقا از علمای برجسته طوایف سادات ساداتی که این کتاب در خاندانش موجود بود رونویسی و مطالبی به انشا و فرهنگ زمانی و حاضر بر آن افزوده اند چنین آمده است:
...این بزرگوار در زمان خلافت ابوالعباس احمد مشهور به الناصرالدین الله سی چهارمین خلیفه عباسی که حکومت و فرمانروایی خطه فارس و الکای کوگیلویه به احرث ابن سیما و منصور و ناصر اشجع واگذار شده بود و ایشان شقی ترین افراد زمان خود بودند با سپاه کثیر خود در دژ های سفید شولستان مشرف مستقر در این دژها برای تعاقب و دستگیری اولاد ابوتراب لشکری به فرماندهی ناصر اشجع به الکای کوگیلویه گسیل داشت در این موقع حضرت امامزاده سلطان محمود شاه باتفاق پسران خود بنام:علاءالدین عبدالله و قطب الدین آصف و تاج الدین یوسف و برادرانش: سلطان ابراهیم و سلطان مهدی و سلطان احمد و چند تن دیگر از بنی اعمام خود که بالغ بر یکصد و پنجاه نفر بودند و دشت بزم واقع در تنگهای سه گانه سولک در دامنه کوه چین چین که فعلا" کوه خامی گفته میشود به کاروان حضرت امامزاده سید محمد پیوسته سپاه دشمن از کاروان امامزاده ها اطلاع یافته شبانه به آنها یورش نموده پس از جدال فراوان حضرت امامزاده سید محمد (ع) که کاروان سالار بود شهید گردید چون سپاه دشمن بیشمار بود تاب مقاومت نیاورده به عبدالان(آبدالان) متواری -برخی بطرف برغون و شوش فراری و عده ای به سمت گردنه ی رستمدار (مله باشت) رهسپار گشته که برادران آن حضرت و چند تن از دیگر که دشمن از تعاقب آنان غفلت ننموده تا شهر رواق الجیش(دهدشت)پیش رفتند و هر یکی در محلی شهید شدند که آرامگاه برخی از آنان ظاهر است...
...حضرت امامزاده سلطان محمود شاه پس از این شکست به اتفاق پسرانش و چند تن از بنی اعمام خود بطرف کوه دهک(کوه پهن)رهسپار شده در صحرای دشت خون در دامنه کوه دهک سمت برآفتاب(باختر) با قسمتی از سپاه ناصر اشجع برخورد نموده پس از محاربه و مبارزه در مقابل حمله دشمن تاب نیاورده رو به هزیمت نهادند حجضرت امامزاده علاءالدین عبدالله پسر ارشدش تیری بر پیشانی مبارکش اصابت و زخمی گردید شبانه از قلعه کوه دهک به قریه کوشک قدیم وارد شدند پس از چند روز حضرت امامزاده علاءالدین عبدالله به شهدت رسید و جسد مبارکش را در همان قریه دفن کردند و اکنون مقبره اش ظاهر است.چون لشکر دشمن در تعاقب ایشان بود حضرت و همراهان به طرف تنگ بادک(بیدک) رهسپار شدند و در داخل تنگ به محاصره دشمن درآمده و هنگامی که عرصه ی جنگ بر امامزاده ها تنگ شد صدای الله اکبر بلندی شنیدند به امر الهی شیری در لشکر دشمت پیدا شده بسیاری را کشته و پاره پاره نموده وبقیه رو به فرار نمودند تا گردنه ی سروک.حضرت و همراهان و شیر در تعاقب آنها بودن در گردنه ای که اکنون به شیر کشته ای مشهور است شیر را به قتل رسانیدند و از این واقعه حضرت غمگین گشته به میان تنگ بیدک توطن اختیار نمودند-پس از چندی سپاه ناصر اشجع فرصت یافته و دوباره با آن حضرت به جدال پرداخته و این دفعه به امر الهی اژدری در لشکر دشمن پدیدار گشته پس از کشتار های فراوان در گردنه ای که فعلا" به گردنه ی اژدر شهرت دارد اژدها را کشتند .....
... وحضرت وهمراهان به میان تنگ بیدک آمده برروی آبی درمیان تنگ (هرار)واقع دردامنه تپه ای که در پایین ده کنونی قرارداردبه ساختن وضومشغول بودپس ازاتمام وضوناگهان لشکر دشمن آنهارابه محاصره خویش درآورده حضرت بادوپسرش ازتپه ای که پشت آب بودبالارفته برروی تپه بدست.حارث بن قیدار شهید گردیدوآصف وتاج الدین یوسف ازتنگ بالارفته که فعلا"جای سم ستور ایشان بر دیوار تنگ ظاهر است. برروی تنگ (پریم)و میانه حضرت امامزاده قطب الدین آصف تاج الدین یوسف هر دو بدست سپاه ناصر اشجع شهید شدند و در محل شهادتشان ملحق به هم مدفون هستند و آثار قبر آنها با داشتن کره سنگی معلوم است پس از شهادت حضرت و پسرانش همراهان به کوهپایه های اطراف متواری شدند پس از خروج لشکر دشمن از تنگ بیدک مومنین و مسلمانان منطقه جسد مبارک حضرت امامزاده سلطان محمود شاه را در محل شهادتش بر روی تپه مزبور دفن کردند
...قبه مبارک ایشان تا مدت زیادی بقعه نداشت تا در سال 712 قمری در زمان سلطنت الجایتو سلطان محمد خدابنده ایل خان مغولی ابن ارغون خان ابن آباقا خان ابن هلاکو خان ابن تولی خان ابن چنگیز خان تموچین که سلطان ایران بود و به مذهب تشیع معتقد شده . هنگامی که جهت زیارت عتبات عالیات به بغداد عزیمت نموده در مراجعت خود از راه الکای کوگیلویه به شیراز به قریه ده بزرگ باشت وارد و شب را در آن قریه بیتوته فرمودند.اتفاقا" یکی از سردارانش قصد کشتن سلطان را داشته شب در هنگام خواب با شمشیر برنده به بالین او رفته که سرش را از تنش جدا کند و شمشیر را در دستش بالا برده که ضربه بزند و در حین انجام عمل دفعتا" دستش خشک و جسدش بیجان به حال قیام می ماند در همان موقع امامزاده سلطان محمود شاه به خواب ملک آمده در خواب میگوید:ای محمد به واسطه محبت و ارادت زایدالوصفی که خاندان نبوت و امامت داشته اید سبب شد که شر دشمن در شب تاریک و در عالم خواب از جان شما دفع شود و برای عبرت جسم بیجانش را به حال قیام به بالین خود مشاهده فرمود و سپاس خدای را بجا ی آورد و محبت و تولای سلطان نسبت به خاندان عصمت و طهارت بیش از پیش فزونی یافت فورا" امر مقرر فرمودند بر گرد مزار کثیر الانوارش مقبره و بقعه ای بسازند
فرستنده:یونس علیپور
ککایل عزیز از فضای انتقال پرتابل بهره برداری نفت و گاز گچساران مطلبـی
با عنوان میثاقنامه طایفه اسپر از توابع گچساران دیدم که خیلی برام جالب
بود البته کار به مفاد میثاقنامه و خوب و بدش ندارم اون یکدستـــــــــی و
اتحادشون جالب بود و میتونه یک الگو برای بقیه طایفه ها باشه .
بسمه تعالی
میثاقنامه طایفه اسپر
به تاریخ3/2/1388 جلسه ای در حسینیه روستای اسپر تشکیل و مفاد زیر به تصویب حضار محترم رسید .
از این تاریخ مصوبات ذیل لازم الرعایه اعلام شد و افراد اتیان سوگند نمودند که مفاد این صورت جلسه را به نحو احسن به انجام رسانیده تا برای هم روستاییان خود ایجاد اخلال و مشکل ننمایند.
1- در سالی که توسط مقام عظمای ولایت به نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری گردیده اسپریهای مقیم روستا و شهر به سهم خود اولین قدم را بر خواهند داشت و مراتب مطاع از نماینده امام زمان «عج »را لبیک گفته ، اخلاقا و شرعا با اتیان سوگند خود را ملزم به رعایت تمام بند ها نموده و تخلف از عهد را بر خود حرام نموده اند.
2- از این تاریخ در صورت فوت کسی از هم روستاییان برگزاری مراسم تحت عنوان هفتمین روز واقعی فوت و چهلمین برگزار نخواهد شد.
3- پخت غذا برای عزاداران ولو استفاده کننده خانواده درجه یک باشند ممنوع گردید و حتی فرزندان مرحوم موظف هستند در خانواده خودصرف غذا نمایند و در مراسم حضور یابند تا این بدعت برداشته شود. میهمانانی که از شهرستانهای هم جوار تشریف فرما میشوند از این قاعده مستثنی هستند.
4- پلاکارد نویسی از طرف بستگان برای خانواده مصیبت دیده ممنوع است ودر صورت عدم رعایت دیگران خانواده مصیبت دیده نبایستی آنرا به درب منزل یا دیوارهای اطراف الصاق نمایند .
5- به دلیل گستردگی طایفه، بعد از برگزاری مراسم سومین وهفتمین روز فوت و رعایت سنت های شرعی ازدواج , بلافاصله مراسمات عروسی وشادی قابل اجرا خواهد بود و خانواده داغدار نیز خود را موظف به حضور در مراسم شادی میداند.
6- جهت تشویق جوانان به سنت شرعی ازدواج، سقف نهایی مهریه دختران طایفه اسپر 500 سکه بهار آزادی به میمنت مهر السنه حضرت زهرا (س) تعیین گردید.
7- جهت سهولت و راحتی زایرین محترم و عدم صرف وقت زایر به امر خرید و اتلاف سرمایه، پلاکارد نویسی و بردن کادو برای زایر وگرفتن کادو از زایر ممنوع میباشد (به استثنای مهر و تسبیح یا خودکار). دراینکه زایراز طایفه اسپر باشد یا غیر، فرقی ندارد .
زکات علم ، آموختن است. بپرسيد ، پيشنهاد دهيد ، انتقاد کنيد. ««« یادگاریهای شما دلگرمی برای ادامه کار هست ، پس نظر یادتون نره »»»
ککايل عزيز شايد بهترين خبري که دل هر ککاي بيدکي را شاد و مسرور ميسازد خبر ساختن و مرمت امامزاده عزيزمان باشد آرزويي که تا الان تحقق نيافته است. اما با استعانت به الطاف بيکران احدي جلسه اي در همين راستا با حضور 25 نفر از روحانيون سادات بيدک (از هر فاميل 5 نفر )در شیراز برگذار شد و تصميمات جدي گرفته شده که بزودي جزعيات آن در اين وب منعکس ميشود.
و روستاهای استان کهکیلویه و بویر احمد روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
دلم یخ بهسه افتو سیم بیاریت ****کرو داره دلم او سیم بیاریت
برای دیدن کل اشعار روی اشعار ککایل یا ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
سلام به آخرين ذخيره خدا برروي زمين وبوسه برچشــــمان نگرانش براي ظهور
برای دیدن وبلاگ ظهور مهدی اینجاکلیک کنید
اگر مایل به دیدن این مطالب هستید روی اینک آرشیو یکبار کلیک کنید
ادامه مطلب
داستان پطروس فداکار که در کتاب چهارم دبستان وجود داشت یک داستان تخیلی بود که البته اسم و عنوان این
داستان تخیلی نیز در کتاب دبستان اشتباه ذکر شده بود.
کامران نجف زاده در وبلاگ خود به این موضوع اشاره کرده است. نجف زاده نوشته است:
پسر
خوبی بود. ماه بود. گل بود. تپل بود. شب بود. کسی آن اطراف نبود. اسمش
پطروس بود. هلندی بود. وقتی انگشتش را فرو کرد در سوراخ سد تازه معلوم شد
فداکار بود.
کتاب کلاس چهارم بود. ما بودیم و پطروس بود و قهرمانی
که با خاطرش بزرگ شدیم. ماجرای خاطرخواهی بود. نوستالژی بود. قهرمان ما
بود. تازه آن صفحه کتاب عکس پطروس را هم نداشت. هرکداممان یک جوری تصویرش
کردیم ... که خسته بود. رنگ پریده بود. انگشتش کرخ شده بود... یک کمی پایین
تر کلمات و ترکیب های تازه بود. کرخ یعنی سست، بیحس... بیحس آن روزها هنوز
سرهم بود.
گذشت تا من اینجا پطروس را
دیدم...
مجسمه اش در هلند بود. همین جوری داشت جلوی سوراخ سد را می
گرفت. دیدم اصلاً اسمش پطروس نبود. هانس بود. هانس یک شخصیت تخیلی بود که
یک نویسنده امریکایی به نام مری میپ داچ نوشته بود. مری خودش هم هیچ وقت به
هلند سفر نکرده بود. بعدها هلند از این قهرمان خیالی یک مجسمه ساخته بود.
رفتم تازه سراغ یک پروفسور ادبیات هلند. پروفسور اد هانسن که از قضا رایزن
فرهنگی هلندی ها هم بود. خبر نداشت ما نسل در نسل با خاطره و خیال پطروس
بزرگ شدیم.خبر نداشت ما ناراحت می شویم اگر بفهمیم پطروسی در کار نبود.
تخیلی بود. اسمش هم تازه این نبود.
تو ایران چند نفر با شما همنام هستند؟
.
ادامه مطلب
Your comments are encouraging our
Bye
.: Weblog Themes By Pichak :.



















